23840.jpg

حسرت دیدار

روز وشب کاردلم ناله وآه است بیا

بی تو عمر همه عالم به تباه است بیا

صبرایوب مرانیست که هجرتوکشم

دل طوفان زده ام چشم به راه است بیا

بی تو ای ماه زمین عرصه دلتنگی هاست

جلوه روی توچون جلوه ماه است بیا

شب وروزم همه درحسرت دیدارگذشت

روی زرد ودل بیمارگواه است بیا

دل دگراز زجورزمان سخت به تنگ آمده ایم

روزما چون شب تاریک وسیاه است بیا

وعده کردی شررظلم اگرشعله کند

خواهی آمد این همان لحظه وگاه است بیا

چشم دلسوختگان منتظرمقدم توست

سایه ات برسرماعزت وجاه است

P.jpg

دلبرا دست اميد من و دامان شما

سر ما و قدم سرو خرامان شما

خاك راه تو مژگان من ار بگذارد

ناوك غمزده و يا خنجر مژگان شما

شمع آه من و رخسار چون لاله تو

چشم گريان من و غنچه خندان شما

لب لعل نمكين تو مكيدن خظيست

كه نه طالع شودم يار نه احساس شما

رويم از نرگس بيمار تو چون ليموزرد

به نگردد مگر از سيب ز نخدان شما

نه در اين دائره سرگشته مهم چون پرگار

چرخ سرگشته چو گو نيست بچو كان شما

درد عشق تو نگارا نپذيرد درمان

تا شوم از سر اخلاص بقربان شما

خضر را چشمه حيوان رود از ياد اگر

ز سرش رشحه اى از چشمه حيوان شما

عرش بلقيس نه شايسته فرش ره تست

آصف اندر صف اطفال دبستان شما

نبود ملك سليمان همه با آن عظمت

مورى اندر نظر همت سلمان شما

جلوه ديد كليم الله از آن ديد جمال

نغمه اى بود انا الله ز بيابان شما

طائر سدره نشين را نرسد مرغ خيال

بحريم حرم شامخ الاركان شما

قاب قوسين كه آخر قدم معرفت است

اولين مرحله رفرف جولان شما

فيض روح القدس از مجلس انس تو و بس

نفحه صور صفيريست ز دربان شما

گر چه خود قاسم الا رزاق بود ميكاييل

نيست در رتبه مگر ريزه خور خوان شما

لوح نفس از قلم عقل نميگردد نقش

تا نباشد نفس منشى ديوان شما

هر چه در دفتر ملكست و كتاب ملكوت

قلم صنع رقم كرده بعنوان شما

شده تا شام ابد دامن آفاق چه روز

زده تا صبح ازل سر ز گريبان شما

چيست تورات ز فرقان شما؟ رمزى و بس

يك اشارت بود انجيل ز قرآن شما

هست هر سوره بتحقيق ز قرآن حكيم

آيه محكمه اى در صفت شان شما

آستان تو بود مركز سلطان هما

قاف عنقاء قدم شرفه ايوان شما

مهر با شاهد بزم تو برابر نشود

مه فروزان بود از شمع شبستان شما

خسرو اگر بمديح تو سخن شيرين است

ليكن افسوس نه زيبنده و شايان شما

ايكه در مكمن غيبى و حجاب ازلى

آه از حسرت روى مه تابان شما

بكن اى شاهد ما جلوه اى از بزم و صال

چند چو نشمع بسوزيم ز هجران شما

مسند مصر حقيقت ز تو تا چند تهى

ايدوصد يوسف صديق بقربان شما

رخش همت بكن ايشاه جوانبخت تو زين

تا شود زال فلك چاكر ميدان شما

زهر شير فلك آب شود گر شنود

شيهه زهره جبين تو سن غران شما

مفتقررا نه عجب گر بنمائى تحسين

منم امروز در اينمحله حسان شما

در مدح حضرت حجت عجل الله تعالى فرجه

بر هم زنيد ياران اين بزم بى صفا را

مجلس صفا ندارد بى يار مجلس آرا

بى شاهدى و شمعى هرگز مباد جمعى

بى لاله شور نبود مرغان خوشنوا را

بى نغمه دف و چنگ مطرب برقص نايد

وجد سماع بايد كز سر برد هوا را

جام مدام گلگون خواهد حريف موزون

بى مى مدان تو ميمون جام جهان نمارا

بى سرو قد دلجوى هرگز مجو لب جوى

بى سبزه خطش نيست آب روان گوارا

بى چين طره يار تاتار كم ز يك تار

بى موى او بموئى هرگز مخر ختا را

بى جامى و مداحى هرگز نپخته خامى

تا كى به تلخ كامى سر مى برى نگارا

از دولت سكندر بگذر، برو طلب كن

با پاى همت خضر سرچشمه بقا را

بر دوست تكيه بايد بر خويشتن نشايد

موسى صفت بيفكن از دست خود عصا را

بيگانه باش از خويش و ز خويشتن مينديش

جز آشنا نه بيند ديدار آشنا را

پروانه وش ز آتش هرگز مشو مشوش

دانند اهل دانش عين بقا فنا را

داروى جهل خواهى بطلب ز پادشاهى

كاقليم معرفت را امروزه اوست دارا

/ 14 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تنها

سلام رفيق عيدت مبارک ما هنوز لينک شما رو داريم و دوستار شما هستيم ولی شما مثل اين که ما رو فراموش کرديد

مريم

سلام دوست عزیز ممنون به من سر میزنی و تنهام نمیزاری متن زیبایی بود من هم مثل همیشه به روزم منتظرتم در حسرت عشق موفق و پایدار باشی بای

یوسف* A LiTtLe StAr in the BiG sKy

سلام...خوبی؟! عدالت...چيزی که همه به دنبال تحقق آنيم...به اميد آن روز! کاش امام زمان زودتر ظهور کنه تا بلکه از اين همه شر خلاص شيم...الهی آمين!

Omni

Hello from the USA!! :-)

مجتبی

نويسنده: مجتبیچهارشنبه 22 شهريور1385 ساعت: 8:22پیرمرد با پیکان نیمه قراضه اش پشت چراغ قرمز ایستاده است. 5،4،3،2،1 چراغ سبز می شود؛ اما ... (عجله نکنید .بقیه اش اینجاست:www.ta-sahar.blogfa.com من مجتبی هستم تازه با وبلاگتون اشنا شدم مطلبتونو خوندم خیلی واسم جالب بود یه خواهش دارم اگه میشه منو لینکم کنید به من هم سری بزنید خوشحال میشم به روزم

مرواريد عرفان

سلام دوست عزيز / هم شعر بسيار دلنشين و هم مطلب جالب بود . باميد ظهور حضرتش و پايان همه رنجها و ظلم هائی که به نوع بشر ميشود .شاد و موفق باشی

دیانا

سلام همه در انتظار عدالت عدالت در انتظار او

تنها تربن غزال

هر کجا هستم، باشم، آسمان مال من است. پنجره ، فکر، هوا، عشق،زمین مال من است. چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند قارچ ها ی غم غربت؟ سلام دوست گلم ممنون از حضور سبزت مثل همیشه زیبا بود بعد از مدت ها بی خبری با حرف دلم آپم بیای پیشم سربلندم میکنی سربلند باشی

لب خاموش

سلام زندگی یه شوخیه. یه شوخیه بزرگ . ولی یه وقتی اینو می فهمی که کل عمرتو با جدیت تمام سپری کردی !!! دوست عزيز ممنونم که خبر کردب وبلاگ من هم به روز هست خوشحال ميشم بيای .تورا من چشم در راهم يا حق