مسلمان یانامسلمان

 

آرام می نویستم تا به شما بر نخورد دیدی آدم نشدی!!!
دیدی عمری به اسم اسلام زندگی کردی ولی مسلمان نشدی
دیدی خود را مسلمان خواندی ولی تسلیم نبودی
دیدی هنوز هم ضعیفی در مقابل گناه ، در مقابل شیطان
دیدی هنوز هم برای فرار از عذاب وجدان - نداشته ات- می نویسی وپشت این دیدین ها قایم می شوی
دیدی هنوز هم لیاقت اشرف مخلوقات بودن را نداری، لیاقت بهشت را نداری، حتی لیاقت زندگی را نداردی آخر تویی که بازیچه این شیطان رانده شده از درگاه خدا شدی  بنده خدا
دیدی راه را بلد نبودی، آن راه نبود، کج راه رفتی، بی راه رفتی، رفتی به جهنم
دیدی هزار بار توبه کردی، هزار بار گفتی غلط کردم، هزار بار قرار شد برگردی ولی بازهم همانی که بودی صراط المستقیم می خوانی ولی به سمت الضّالیّن می شتابی
دیدی، دیدی، دیدی!!!
ای وای حتی اگر دیده باشی هم سودی ندارد آخر همه این دیدنها بدون عمل فایده ای ندارد مگر دیدن کافی ست؟!! همه آن کودک بی بضاعت را می بینند که شب سر گرسنه به زمین می گذارد، احساس همدردی می کنند اما دریق از کمک خالصانه، اگر هم کمک اندکی باشد با منت
قفل به این صندقچه ها می خورد، آن وقت است که دیده ها کور می شود، کوشها کَر، زبانها لال و همه درگیر خودشان، هزار و یک بهانه و مشکل جلوی آدم ظاهر می شود. آن وقت است که خودت را محتاج ترین آدم روی زمین می بینی، کودک گرسنه نمی بینی ، خانه و ماشین و هزار تجملات را فراموش می کنی. این کار توست باور کن
کار توست نه شیطان ، او فقط وسوسه می کنند، تویی که گناه می کنی
دیدی یا ندیدی

 *********************************************************

 میدونم که میدونی که همه میدونن که تو هم منتظر باران هستی...
هستی تا او هست و خواهی آمد کنار اقایی که آمدنش برای ما تک ارزو ست دلگیرم ازت... تو هم دلیگری ازشون... از دلنوشته هایی که برای عاشقانت نوشتی یادت هست؟میدونم که میدونی نه عاشقی مونده نه دلنوشته هایت ...تو هم برای خود غمنامه ای داری...پس میتونم بگم تو هم غریبی؟غربت تو کجا غربت ارباب ما کجا...خدا مرا ببخشد اگر مقایسه ای کرده باشم  خوب عباس را برای خود الگو قرار دادی...که این چنین بین عاشقانت اسم عباس علمداری میکند...
اگه حال کنم ،فقط با همین ادب مثلا عاشقانت حال میکنم بیا تا جواب سوال های بی جوابم را بدهی... این که میگم همیشه مثل استخونی تو گلو آزارم میده... خدایی تا حالا شده من یا ما به تو بدی کرده باشیم؟
تو ستاره ای از ستاره های آسمون هستی.. از گل کمتر به تو نگفته ایم... میدونم تو هم خیلی ناراحت میشی،وقتی نامردانی با نام تو نامردی می کنند... کاش هنوزم دم مسیحایی تو برای آنان نشانی برای زنده شدن دلهای سیاهشان بود... کاش به آنها میگفتی که با هم دلی داریم... فقط یادت باشد که ما تو را دوست داشتیم...و داریم ولی حیف از این مردمان بی انصاف... پس تو کجایی... پس کی میایی...باور کنم که ناراحتی... باور کنم که تنهایی؟؟ منتظرم بیایی منتظر تو نه...
منتظر اربابم که دلم برایش تنگ میشود اگر دلی داشته باشم...
سلام ما را به اربابت برسان...

**********************************************************

 حسین (ع)  هنوز مظلوم است چون وقتی خورشیدعصر عاشورا غروب کرداو هم می رودتا سال بعد !تا یاد بعد!

 *********************************************************

پرده دوم:

برق قطع شده است شیر خشکها را منهدم کرده اند

بچه ها گریه میکنند. همه گرسنه اند مادر از غم فرزندش میسوزد عموها یکی یکی رفتند........تانکها حمله ور شده اند خانه ها ویران شد دیگر پناهی ندارند اسارت شهادت....امام زمان آجرک ا... اینجا غزه است اینجا کربلاست...با با بزن اون کانال! بچه جون غذاتو بخور  میزنم تلویزیونو خاموش میکنم ها ...َه سر غذا هم ول نمی کنه چیه این اخبار همش جنگ و کشتن و نمیدونم آمریکا و فلسطینو کوفت و زهر مار .......اَه....ای بابا یه دقه واستا پدر جان من دیشب رفتم خوبم برد آخر این بازی رو ندیدم بزار ببینم چند چند شد آخه  ش؟؟؟؟نه بابا جون یه تفریح سالم ورزشیه دیگه البته بعد از ورزشی!!!!!خوب زود بییاین ها که امشب مسجد بعد دعا میگفتن یه مداح با حال آوردن لامسب میگن میخونه میبرتت کربلا!!!!ِ اِ اِ اِ؟؟؟؟؟باشه با بچه ها زودی مییایم راستی سینه زنی هم داره؟؟؟آره بابا میگن این حاجیه اصلا کارش شوره مثل اون سی دی هایی که حاج مرتضی داد آوردم دیدیم....................آری این چنین است ای برادر ......

********************************************************************

وهابیت خاکستر زیر آتشی که برای روشن کردن خود حتی به خود رحم نمی کند...وهابیت یعنی دروغ در یک کلام...وهابیت وجود خارجی ندارد...(پوچ و تهی) وهابیت یعنی فرقه ای که با فریاد زدن اسلام ضربه های سنگین به اسلام زد و میزند...(طالبان وهابیون متعصب وخشن و <القاعده>)اگه چند دقیقه اخبار جهان رو گوش کرده باشید حتما دیدید یا به گوشتون خورده...بمب گذاری های متعدد...حمله های انتحاری...کشتن بی مورد شعیان در بیشتر نقاط جهان...ممنوعیت های بی مورد فقط برای شعیان و...مشکلات شعیان عراق لبنان، پاکستان و افغانستان ... تخریب مکانهای مقدس شعیان،که تعصب زیادی روی آنها دارند ...و تخریب بارگاه ائمه اطهار علیه السلام...کمی فکر میتونه به ما کمک کنه که به این جواب برسیم...تفرقه میان شیعه و سنی...وتخریب عقاید و ارزش های دینی و مذهبی وملی بخصوص شیعیان...بزار خیالتون راحت کنم...اگه یه خورده ترس از خدا تو وجودتون باشه هیچ وقت تو دام این کسایی که دم از بهترین زندگی یا بهترین خوشی ها میزنن نخواهید افتاد...سر یه جریانی و یه خورده فضولی گفتیم بریم چه خبره...!!تقریبا اون چیزی که فکرشو میکردیم اتفاق افتاد...دونه به دونش..در حال حاضر مثل اهنربا هستن و دنبال جذب افراد... جذب افراد به خصوص جوانان و نوجوانان و افراد ساده لوح، یکی از مهمترین اهداف کذایی این افراد کذایی هست...چه کسانی شلیک میکنند؟؟اگه خبر بهشون برسه که طرف یه خورده دین و ایمونش مشکل داره یه خورده هم با نظام مشکل داره و از نظر مالی در حد متوسط به پایین سیر میکنه...خشاب افکار خودشو پر میکنه...ذهنشو میزاره روی رگبار...مخ طرفو نشونه میگره و ماشه رو میکشه....یه طوری تخلیه میکنه ذهن طرفو وافکار و اهداف خودشو وارد میکنه،که مثالش برای وقتی هست که همچین اتفاقی خدایی نکرده براتون بیوفته...اون موقع میشه که دوست داره بچه حزب الهی ها رو خفه کنه...خودشون طوری مظلوم میکنن و بچه شعیه ها رو ظالم که هر کسی باشه همونجا زار زار گریه میکنه... این اهداف خوارک کسانی هست که یه خورده میلنگن روی عقاید و ارزش های دینی و شرعی حال خودشون...احکام و عقاید و ارزش های خودشون انقدر شیرین و آسون و لذت بخش مطرح میکنن که ،هر لحظه دوست داری اونا رو عمل کنی...پس اگه همه اینا رو روی هم جمع کنیم...چند تا نکته در میاد ازشون:اول اینکه هیچ وقت نگید که من که خودم اخرشم...عمرا بتونن من خر کنن...اطلاعات خودمون را افزایش بدهیم...!!دوم اینکه یه خورده به اطراف خودمون بیشتر توجه کنیم...همه چیز رو ساده و بیخود در نظر نگیریم...سوم اینکه حواسمون جمع کنیم...چون از هر دری که فکر کنید وارد میشن..(مذهب،دین،اهل بیت،همسایه، رفاقت و جنس مخالف ...)
جایی که رفتی دیگه قابل برگشت نیست...هست ولی فقط جسم بدون روح...!!خیلی دارن تبلیغ میکنن...و هدف اصلی،تخریب افکار جوانان و نوجوانان...مواظب باشید...بوی باران را حس میکنم...کمی صبر...سحر خیلی نزدیک است...

*********************************************************

خاطره یک زائر

 بسم الله
قرار بود 4 شب مشهد باشیم...خیر سرم با خانوداه ام رفته بودم..در صورتی که یه بار موقع رفت دیدیمشون یه بار هم موقع برگشت...
..................
اول که تا رسیدیم رفتم سر کوچه تا گنبد طلای اقامون رو ببینم...رسیدم به خیابون امام رضا سرمو اوردم سمت راست...دستمو گذاشتم رو سینم...سلام اقاجونم...سلام اقای پولدارم...سلام امام رئوفم...سلام امام رضا...یه چایی هم خوردیم اومدیم..تا این حد....
...................
بعد یه نمه استراحت رفتم حرم...مثلا قیافمو یه طوری کردم که اره دلم تنگ شده بود امام رضا...قربون کفترات برم از این لوس بازیا...
خلاصه رسیدم دم در اونجا که میگردن بمب نداشته باشی...رفتم تو صحن جامع رضوی...دیدیم همه وایسادن دارن یه چیز میخونن...دیدیم اذن دخول...گفتم مگه اذن دخول این همه طولانیه...؟؟ما هم اذل دخول خودمون رو خوندیم با صدای گنده...
اذن دخول حرمممممممتو یا ابالفضل...5 الی 6 بار اینو خوندیم دیدیم ملت دارن سینه میزنن....فکر کردن خبریه...سریع پیچیدیم به بازی...
تقریبا غروب شده بود خودمو رسوندم سقا خونه و رو به رو پنجره فولا...نشتم رو به رو گنبد طلا ارباب...یه خورده گریه مریه کردیم...بعد مثل این خوره ها نشتم به تمام ملت اس ام اس زدم من کجامو اینا تا دلشون بسوزه...به دلم این اومد...:تو که گنبد طلا داری...مادرت قبری نداره...حالا تو غریبی یا مادرت...خلاصه سند تو ال کردیم...نماز مغرب و همونجا خودنیمو البته اونجا زنونه بود باید میرفتم سمت راست، مردونش....!!!یه چیزی اقا یه حشراتی بود بین پروانه و مگس!!باید میدیدی ملت چه خود زنی نمیکردن...سر نماز میمود رو گوش طرف ...بنده خدا یه مشت تو گوشش میزد که این حشره هه بمیره خودش سکته میکرد...مگه گذاشتن بنمازیم ما...نماز تموم شد...گشنگی غلبه کرد بر اینکه برم حرم زیارت!!!رفتیم بیرون یه شبر کاکایو با کیک کاکایویی خوردیم به نیت کوبیده...
حالا سیر شده بودیم دوباره رفتم این دفعه از صحن گوهرشاد رفتم تو حرم اقامون...اخ اخ اون بوی عطر خاص حرم که بهم خورد گفتم باید بخوابم این طوری زشته خوابالویی برم پیش امام رضا...گفتم چه کنم چه نکم...بر حسب تجریه رفتم رواق امام خمینی...رسیدیم اونجا دیدیم به به همه دارم نماز شب میخونن ولی نمیدونم چرا افقی دارن میخونن...ما رفتیم تو کار نماز شب افقی...کفشامو جفت کردم گذاشتم زیر سرمو ...شب بخیر از این حرفا...طرفا ساعت 2 بود که از این پر پری هست خادم دستشون میگرن دیدیم تو حس کردم رفته تو گوشم...پریدم..حاجی گفت پاشو پسرم اینجا که جای حواب نی...5متر رفته اونور تر همه گرفتن دوباره خوابیدن من موندم بین خواب و بیداری..بقلیم گفت بخواب نیم ساعت نیم ساعت میاد...گفتم دمت گرم پسرم...ما که دیگه پاشدیم رفتیم وضو بگیریمو بریم پیش اقام ..چون خدایی دیگه دلم داشت پر میزد...داشتم میرفتم سمت ضریح بود هر جا بود بوس کردم...دیگه لبام بوی آهن گرفته بود...رسیدم به بهشت...رسیدم به جنون...رسیدم به عشق...رسیدم به تموم جانم...کمربندمو محکم کردم...یه سری تکون دادم سینه هامو دادم جلو زدم به جمعیت...هر کی بود له شد زیر تنه هام...بعد جیک ثانیه شبکه ها ضریح تو دستم بود ولی از نظر حجمی 100 درصد کم شده بودم...
دیدیم یکی داره میگه محمد پاشو پاشو رسیدیم مشهد....چشام باز کردم که تو خیابون امام رضا هستمو داریم میریم سمت حرم...
ر.ز:جاتون خالی بود خیلی شلوغ بود...
ر.ز:اتفاقاتی که افتاد یه نموره طنزیش کردم یه وقت جدی نگری

*********************************************************

 

خودم را برای خود معرفی کردم که شاید یادم آید چه بودم و حال چه هستم،یادم بیاید که روزی بهترین بنده تو بودم و بودم ...بودم
با دلی شکسته وقلبی پرازامید به دیدارت آمده ام تا تمام فعل های بودنم را به هستم و خواهم بودبسرایی و به این امید نا امدیم مکن باز هم جا مانده ام و رو سیاهم که همیشه آخرین دیدار،دیدار تو را انتخاب میکنم...آمده ام تاهمیشه اولین و اخرین دیدارم برای دیدن جمال روی تو باشد وتنها دلخوشیم این است که خود را بنده تو میدانم و با همین نام هست که پیشت کمی آبرو دارم به گناهان خود اعتراف میکنم تا شاید دل خودم را برای خودم راضی نگه دارم آری،من همان بنده گناهکار تو هستم که لحظه ای از لحظات زندگی ام را وقف تو نکرده ام ... و هیچگاه به یاد تو نبودم خدایا از کرده ی خود شرم سارم و با قلبی مطمئن وروحی پر از امید به سویت آمده ام و با همه این بی ملایمتی هایم تو همیشه با عفو و بخشش بر من منت نهادی از تو میخواهم فرصتی اندک بر من عطا فرمایی تا به لطف تو برای همیشه بنده صالح تو شوم و من را مانند نوزادی قرار ده که اولین لحظه ی زندگی خود را با گریه ای به رنگ فراغ نقاشی میکند رسم پریدن و به اوج رسیدن را اولین سرمشق زندگی ام قرار ده دوست دارم پرنده ای شوم از دیار عشاق که با نگاهت به آسمانها برسم و مرا در زمره ی پرستو هایت قرار بده تا با آنها به سویت پرواز کنیم دیگر نمی خواهم لکه های گناه مرا از تو پنهان سازد،پس هیچ گاه از رحمت و عفو تو نا امید نخواهم شد این قطرات اشک من است که از سوی تو برای من به ارمغان آمده است و از تو انتظاری جز این نداشتم و دیگر هیچ سیاهی در خود نمیبینم چون تو بر من نگاه کردی و حال با صدای بلند فریاد میزنم که من بنده ی تو هستم و به یاد یارم زمزمه میکنم
اَشْهَدُ اَنْ لا اِله إلاَّ اللّه، وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّه
اَشْهَدُاَنَّ علیً وَلیُ الله
این بار آسمان برای من بارید...


/ 38 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ِAZAR

فکر می کنید چرا اسرائیل بعد از گذشت نیم قرن هنوز به حیات نا مبارک خویش ادامه می دهد ؟ کالا های اسرائیلی را بشناسید

مینو

اپ کردم خوشحال میشم از حضور سبزتون

شراره

سیلام دوست جونیم چطوری خوفی دلم برات تنگ شده بود اومدم حالی بپرسم ( البته میدونم ساعت خواب [خجالت] ) من هیچ وقت سرم خلوت نمیشه [زبان] خیلی دلم میخواد مثله ثابق با خیاله راحت بشینم وب گردی [ناراحت] سن هر چی بالاتر میره مشغله بیشتره [چشمک] فعلا [چشمک][گل][خداحافظ][قلب]

مروارید عرفان

سلامی دگر بار به صلیب نقره ای عزیز [گل] مطالبت آنقدر متنوع و جالب است که چندین بار هم بخوانم ، برایم لذتبخش است . [دست] بروزم و انتظار آمدنت را دارم .

افسون کودک طبیعت

غرور هدیه شیطان است و عشق هدیه خداوند، و ما هدیه شیطان را بهم می دهیم ولی هدیه خداوند را از یکدیگر پنهان می کنیم

چشمک

سلام دوست من هر چی از این اسراییلی های غاصب بنویسی بازم کمه! من آپم خوشحال میشم که به من سر بزنی [چشمک][گل]

ارام

سلام صلیب نقره ای عزیز شبت بخیر شب اروم و صبح زیبا و روز خوبیرو واست ارزو میکنم موفق باشی[گل]

مینو

میدونم کشکه من فقط شعر میگم نه این که عاشق باشم نه این طوری نیست هر وقت دلم میگیره یه شعر میگم همین و بس هیچ وقت عاشق نبودم و نمیفهمم عشق یعنی چه اما همه را دوست دارم همه را برام فرقی نمیکنه کی باشه و یا چه کسی باشه