10073120.jpg

سلام ..تولدم به خودم تبريک می گم...

سه روز ديگر تولدم است ومن بر خلاف هميشه که برای امدن ۷

ارديبهشت روز شماری می کردم.امسال دلم می خواهد لحظه هارا

 نگه دارم ودريک جای دنج وخلوت بنشينم دفترچه اين سال هايم را

مرور کنم و بينم چه کرده ام و چه بايدمی کردم..انگار کمی  ازفوت

کردن شمع های بيست سالگی هراس دارم...انگار پشت سر نهادن

 اين هم  سال برايم پشت سرگذاشتن دنيايی است که میتوانستم

سرخوشانه و بی هيچ قيد وبندی دنيا را انگونه که می خواهم تجربه

 کنم  و هراز چند گاهی از راهی که  گمان می کنم درست تراست

بروم...در چند سال اخير از همان زمان که پا چارچوب تنگ بچگی

بيرون گذاشتم هميشه بسان مسافری بودم که کوله اش را در

 دست  گرفته وفقط برای رفتن و رفتن است که زندگی می کند ويا

شايد بسان کودکی که تازه برجهان چشم گشوده ومی خواهد از

چند وچون زندگی سر در بياورد..اما حالااحساس می کنم که نه

سفر به پايين رسيده باشد که من هميشه مسافرم وگمان نکنم هيچ

جا مقيم شوم.اما انگار بايد از ميان اين همه راه که رفتم و امد

چندتايی را انتخاب کنم وبران مداومت کنم..احساس می کنم وقت

اندک است ومن فرصت چندان ندارم.ازچند ماه پيش حس درونی مرا

 به رفتن دعوت ميکرد وحذرم می دهد ازماندن و دلخوش کردن به

مرداب.من هميشه از زندگی هراس داشته ام و زندگی بازی دشوار

است ان هم وقتی که تو انسان باشی وباچشمانی که می بينند

گوش هايی که می شوند وقلبی که رنج می برد وشعوری که اختيار

دارد...ان هم وقتی که اعتقاد داشته باشی به خاطر داشتن ارامش

 نبايد چشم ها رابست وبدتر از ان اينکه تنها باشی ودست هايت

ناتوان...امسال برای من سال اموختن بود...بايد ريشه رنج و

سياهی را بشناسم تا بتوانم به سراغشان برو...بايد قدم ها را

اهسته بردارم وپی در پی بردارم ونور اميد در قلبم زنده نگه

دارم ...نبايد هيچ وقت از پا بنشينم و گمان کنم که زندگی به پايين

رسيده...فردا روز ديگر است وروزی که من بايد با دست های خودم

 ازنو بسازمش ويادم باشد که جهانی ديگرممکن ست ودنيا هميشه

همين طور نخواهد مانند........در شناسنامه ام نوشته شده به خط

 خوش تاريخ تولد:هفتم اردبيشهت.

                                                                                صليب نقره ای

Tatty45.jpg

 

/ 10 نظر / 4 بازدید
maryam

آره .. منم نمیدونم چرا از بیست ساله شدن هراس دارم .. آدم حس میکنه یه چیزایی به پایان میرسه و یک مرحله فوق العاده جدی شروع میشه .. آدم غصه میخوره واسه از دست رفتن 20 سال بچگی !! بیا اون ورا

شراره

واقعا هراس ناکه وقتی آدم احساس می کنه که دیگه داره به ۲۰ نزدیک می شه ولی خیلی خوشحال شدم نوشته ی این سریت تغییر کرده خوبه که روشت رو می خوای عوض کنی/فرداروز دیگر است وروزی که من باید با دست های خودم از نو بسازمش ....../موفق موفق باشی دوست خوبم

melisa

سلام دوست جون......تولدت مبارک....صد سال به سالهای خوش زندگيت....تو اگه بخوای بسازی...فقط بخوای...خودش ساخته ميشه.....همون زندگی که تو می خوای..........آسمونی باشی

افسانه تنها

سلام به دوست خوبم ...دلم برايت تنگ شده ...به اندازه همه برگهای ريخته شده در پائيز ... برفهای زمستان و شکوفه های بهار.همه فکر می کنند تو رفتی به جائی دور .... جائی که هيچ برگی در پائيز نمی ريزد..زمستان برف نمی بارد درست مثل دل من ...... بی تو .... و در بهار شکوفه ها نمی رويند ....درست مثل دل من ....بی تو شايد راست می گويند....که من ماندم و آسمانی دلتنگ...دريايی از غم و خاطراتی از تو... چند وقت است که آنقدر به نبودنت عادت کرده ام ....که خاطراتت هر روز به ديدنم می آيند تا تنها نباشم.. اما چند روزی است که خورشيد می تابد.. و گندمها روييده اند .. نمی دانم شايد تو آمده ای که چشمانت خورشيدصدايت نوای گندمزار و وجودت برايم بهار بود.. تولدت مبارک باشه بهترينم

خادم خداوند عیسی

سلام عزيزم - تولدت رو بهت تبريک عرض می کنم و آرزومند سالهايی پر از شادی هستم برای شما - فکر فردا ها رو هم نکن - چون بدی امروز برای امروز کافی است - به اندازه ستاره ها دوستت دارم - شاد باشی

RaNy JooOOooN

سلام مسعود جون ۲۰مين سال تولدت رو بهت تبريک می گم. اميدوارم سالی خوش و پربرکت تر را در پيش داشته باشی. و واقعاْ شرمنده ام که دوستی به اين با احساسی و با شعوری را اين قدر رنجاندم. دوست دارت: MaSteR RaNy

علي

سلام اميدوارم حالتون خوب باشه خوب نوشتيد واقعا خوب می نويسيد اما تعجبم دراينه که چرا آدما را زياد نمی شناسيد همين صاحب وبلاگ nazanin2005.persianblog.ir خوب سركارتون گذاشته وبااون نوشته هاش خوب خامتون كرده يعني جزاين نميتونه باشه چون اينجورآدما فقط دنبال كساني هستند مثل شما عزيزان كه وقت بيكاري شونو بااين كاراش پركنه زياد دراين اينترنت به كسي دل نبنديدودرضمن تولدتونو براتون تبريك ميگم خوش وسرحال باشيد

ٌ صلیب نقره ای

سلام برهمه دوستان...ازهمگی ممنون ومرسی...علی اقا وگل وعزیز...مرسی مهربان...شما بد برداشت کرد...بنده هیچ ان کار شما گفت انجام ندادم...و ایشان فقط از روی محبت برای من پیم میزارندو همین...بازم ازشما دوست مهربان ممنون ...و ازتمامی عزیزان ...ممنون

ستاره ی نقره ای

سلام مهربون...خسته نباشی!!!فقط می تونم بگم **تـــولــدت مبــــــارک*و*ســــــر سبـــــــز تــرين بهـــــار تقـديــم تــو بـــاد.**آواز خــوش هــــــزار تقـــديـــــم تــو بــاد** گــوينــد لحظــــــه ايست روئيــدن عشـــــــــق** آن لحظــــــه هــــزار بـــار تقديــــــم تـــــو بـــاد****مرررسی از اينکه خبرم کردی...بهترين آرزوها براتون دارم...بارانی باشی