سرما انسانیت

سلام ات را نمی خواهند پاسخ گفت....سر ها در گریبان است...کسی سر بر نیارد..کز پاسخ گفتن و دیدار یاران را...نگه جز پیش پا را دیر نتوانند ...که ره تاریک و لغزان است..و گر دست محبت سوی کس یازی....به اکراه آورد دست از بغل بیرون...که سرما سخت سوزان است.

نفس کز گرم گاه سینه می آید برون ، ابری شود تاریک ..چو دیوار ایستد در پیش چشمانت

نفس کین است .....پس دیگر چه داری چشم ، ز چشم دوستان دور یا نزدیک !!!

 .مسیحای جوان مرد من ...ای ترسای پیر پیرهن چرکین..هوا بس ناجوانمردانه سرد است .....دمت گرم و سرت خوش باد..سلامم را تو پاسخ گوی .در بگشای

منم ، من .....میهمان هر شب ات ، لولی وش مغرور.منم ، من .....سنگ تیپا خورده ی رنجور...منم ، دشنام پست آفرینش ، نغمه ناجور.نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بی رنگ بی رنگم .....بیا بگشای در ...بگشای دلتنگم ...

 

********************************************************

 

آرام می نویستم تا به شما بر نخورد دیدی آدم نشدی!!!
دیدی عمری به اسم اسلام زندگی کردی ولی مسلمان نشدی
دیدی خود را مسلمان خواندی ولی تسلیم نبودی
دیدی هنوز هم ضعیفی در مقابل گناه ، در مقابل شیطان
دیدی هنوز هم برای فرار از عذاب وجدان - نداشته ات- می نویسی وپشت این دیدین ها قایم می شوی
دیدی هنوز هم لیاقت اشرف مخلوقات بودن را نداری، لیاقت بهشت را نداری، حتی لیاقت زندگی را نداردی آخر تویی که بازیچه این شیطان رانده شده از درگاه خدا شدی  بنده خدا
دیدی راه را بلد نبودی، آن راه نبود، کج راه رفتی، بی راه رفتی، رفتی به جهنم
دیدی هزار بار توبه کردی، هزار بار گفتی غلط کردم، هزار بار قرار شد برگردی ولی بازهم همانی که بودی صراط المستقیم می خوانی ولی به سمت الضّالیّن می شتابی
دیدی، دیدی، دیدی!!!
ای وای حتی اگر دیده باشی هم سودی ندارد آخر همه این دیدنها بدون عمل فایده ای ندارد مگر دیدن کافی ست؟!! همه آن کودک بی بضاعت را می بینند که شب سر گرسنه به زمین می گذارد، احساس همدردی می کنند اما دریق از کمک خالصانه، اگر هم کمک اندکی باشد با منت
قفل به این صندقچه ها می خورد، آن وقت است که دیده ها کور می شود، کوشها کَر، زبانها لال و همه درگیر خودشان، هزار و یک بهانه و مشکل جلوی آدم ظاهر می شود. آن وقت است که خودت را محتاج ترین آدم روی زمین می بینی، کودک گرسنه نمی بینی ، خانه و ماشین و هزار تجملات را فراموش می کنی. این کار توست باور کن
کار توست نه شیطان ، او فقط وسوسه می کنند، تویی که گناه می کنی
دیدی یا ندیدی

 *********************************************************

 میدونم که میدونی که همه میدونن که تو هم منتظر باران هستی...
هستی تا او هست و خواهی آمد کنار اقایی که آمدنش برای ما تک ارزو ست دلگیرم ازت... تو هم دلیگری ازشون... از دلنوشته هایی که برای عاشقانت نوشتی یادت هست؟میدونم که میدونی نه عاشقی مونده نه دلنوشته هایت ...تو هم برای خود غمنامه ای داری...پس میتونم بگم تو هم غریبی؟غربت تو کجا غربت ارباب ما کجا...خدا مرا ببخشد اگر مقایسه ای کرده باشم  خوب عباس را برای خود الگو قرار دادی...که این چنین بین عاشقانت اسم عباس علمداری میکند...
اگه حال کنم ،فقط با همین ادب مثلا عاشقانت حال میکنم بیا تا جواب سوال های بی جوابم را بدهی... این که میگم همیشه مثل استخونی تو گلو آزارم میده... خدایی تا حالا شده من یا ما به تو بدی کرده باشیم؟
تو ستاره ای از ستاره های آسمون هستی.. از گل کمتر به تو نگفته ایم... میدونم تو هم خیلی ناراحت میشی،وقتی نامردانی با نام تو نامردی می کنند... کاش هنوزم دم مسیحایی تو برای آنان نشانی برای زنده شدن دلهای سیاهشان بود... کاش به آنها میگفتی که با هم دلی داریم... فقط یادت باشد که ما تو را دوست داشتیم...و داریم ولی حیف از این مردمان بی انصاف... پس تو کجایی... پس کی میایی...باور کنم که ناراحتی... باور کنم که تنهایی؟؟ منتظرم بیایی منتظر تو نه...
منتظر اربابم که دلم برایش تنگ میشود اگر دلی داشته باشم...
سلام ما را به اربابت برسان...

**********************************************************

حسین (ع)  هنوز مظلوم است چون وقتی خورشیدعصر عاشورا غروب کرداو هم می رودتا سال بعد !تا یاد بعد!

*********************************************

خاطره یک زائر

 بسم الله
قرار بود 4 شب مشهد باشیم...خیر سرم با خانوداه ام رفته بودم..در صورتی که یه بار موقع رفت دیدیمشون یه بار هم موقع برگشت...
..................
اول که تا رسیدیم رفتم سر کوچه تا گنبد طلای اقامون رو ببینم...رسیدم به خیابون امام رضا سرمو اوردم سمت راست...دستمو گذاشتم رو سینم...سلام اقاجونم...سلام اقای پولدارم...سلام امام رئوفم...سلام امام رضا...یه چایی هم خوردیم اومدیم..تا این حد....
...................
بعد یه نمه استراحت رفتم حرم...مثلا قیافمو یه طوری کردم که اره دلم تنگ شده بود امام رضا...قربون کفترات برم از این لوس بازیا...
خلاصه رسیدم دم در اونجا که میگردن بمب نداشته باشی...رفتم تو صحن جامع رضوی...دیدیم همه وایسادن دارن یه چیز میخونن...دیدیم اذن دخول...گفتم مگه اذن دخول این همه طولانیه...؟؟ما هم اذل دخول خودمون رو خوندیم با صدای گنده...
اذن دخول حرمممممممتو یا ابالفضل...5 الی 6 بار اینو خوندیم دیدیم ملت دارن سینه میزنن....فکر کردن خبریه...سریع پیچیدیم به بازی...
تقریبا غروب شده بود خودمو رسوندم سقا خونه و رو به رو پنجره فولا...نشتم رو به رو گنبد طلا ارباب...یه خورده گریه مریه کردیم...بعد مثل این خوره ها نشتم به تمام ملت اس ام اس زدم من کجامو اینا تا دلشون بسوزه...به دلم این اومد...:تو که گنبد طلا داری...مادرت قبری نداره...حالا تو غریبی یا مادرت...خلاصه سند تو ال کردیم...نماز مغرب و همونجا خودنیمو البته اونجا زنونه بود باید میرفتم سمت راست، مردونش....!!!یه چیزی اقا یه حشراتی بود بین پروانه و مگس!!باید میدیدی ملت چه خود زنی نمیکردن...سر نماز میمود رو گوش طرف ...بنده خدا یه مشت تو گوشش میزد که این حشره هه بمیره خودش سکته میکرد...مگه گذاشتن بنمازیم ما...نماز تموم شد...گشنگی غلبه کرد بر اینکه برم حرم زیارت!!!رفتیم بیرون یه شبر کاکایو با کیک کاکایویی خوردیم به نیت کوبیده...
حالا سیر شده بودیم دوباره رفتم این دفعه از صحن گوهرشاد رفتم تو حرم اقامون...اخ اخ اون بوی عطر خاص حرم که بهم خورد گفتم باید بخوابم این طوری زشته خوابالویی برم پیش امام رضا...گفتم چه کنم چه نکم...بر حسب تجریه رفتم رواق امام خمینی...رسیدیم اونجا دیدیم به به همه دارم نماز شب میخونن ولی نمیدونم چرا افقی دارن میخونن...ما رفتیم تو کار نماز شب افقی...کفشامو جفت کردم گذاشتم زیر سرمو ...شب بخیر از این حرفا...طرفا ساعت 2 بود که از این پر پری هست خادم دستشون میگرن دیدیم تو حس کردم رفته تو گوشم...پریدم..حاجی گفت پاشو پسرم اینجا که جای حواب نی...5متر رفته اونور تر همه گرفتن دوباره خوابیدن من موندم بین خواب و بیداری..بقلیم گفت بخواب نیم ساعت نیم ساعت میاد...گفتم دمت گرم پسرم...ما که دیگه پاشدیم رفتیم وضو بگیریمو بریم پیش اقام ..چون خدایی دیگه دلم داشت پر میزد...داشتم میرفتم سمت ضریح بود هر جا بود بوس کردم...دیگه لبام بوی آهن گرفته بود...رسیدم به بهشت...رسیدم به جنون...رسیدم به عشق...رسیدم به تموم جانم...کمربندمو محکم کردم...یه سری تکون دادم سینه هامو دادم جلو زدم به جمعیت...هر کی بود له شد زیر تنه هام...بعد جیک ثانیه شبکه ها ضریح تو دستم بود ولی از نظر حجمی 100 درصد کم شده بودم...
دیدیم یکی داره میگه محمد پاشو پاشو رسیدیم مشهد....چشام باز کردم که تو خیابون امام رضا هستمو داریم میریم سمت حرم...
ر.ز:جاتون خالی بود خیلی شلوغ بود...
ر.ز:اتفاقاتی که افتاد یه نموره طنزیش کردم یه وقت جدی نگری

*********************************************************

پدرم امروز شهید شد

وقتی شنید بعد از ۲۷ سال

بازنشسته شده

 با حقوق ماهی ۰۰۰/۳۰۰ تومان

پدرم چند وقت پیش شهید شد

وقتی بساز بفروش شهرمان

به خاطر کاهش قیمت مسکن!

یک واحد را به ۵ نفر فروخت

پدرم یک هفته قبل شهید شد

وقتی شنید رییس جمهمور

هنوز که هنوز است می خواهد

 دست مفسدان اقتصادی را قطع کند!

پدرم دیروز شهید شد

وقتی همرزمش

 در خیابان عدالت موجی شد

و رهگذران از ترس...

 دهانش را سرویس کردند

و تحویل ۱۱۰ دادند!

پدرم پارسال شهید شد

وقتی که میوه فروش محل

به بهانه خشکسالی

به خدا فحش .... داد!!

پدرم ۲ ماه پیش شهید شد

وقتی برای ۱ میلیون تومان وام

از او شجره نامه اش را خواستند...

پدرم شهید می شود

بدون شلیک حتی یک گلوله

بدون انفجار

بدون درد و خونریزی

و هیچ بنیاد شهیدی

اسم اورا درلیست شهدا ثبت نمی کند

ولی بی خیال این حرف ها

بی خیال روزگار

بی خیال اینکه

اصلاح طلبان

برای انتخابات آینده

خاتمی را رو خواهند کرد

....و اصولگرایان

 آیا احمدی نژاد را دور خواهند زد

یا نه!

پدرم هروز شهید می شود...

************************************************************

 

گفته بودی می شوی شمع فروزانم چه شد؟

گفته بودی  می شوی ماه شب تارم چه شد؟

گفته بودی می شوی مرحم به زخمهایم چه شد؟

گفته بودی راز دل با من بگو فاشش نکن!

گفته بودی رازما راز دل است اخر چه شد؟

گفته بودی مهرخوبان می شوم آخر چه شد؟

گفته بودی مرا مرحم می شوی در زخم دل

اشک ریختم ناله کردم زخم دل سامان نشد

عهد بستی که مرا مرد سهرت می کنی

امدم در باغ وگلزارت نگهبانت چه شد؟

گفته بودی محرم رازم شوی آخر چه شد؟

                                  اشک ریختم ناله کردم زخم دل سامان نشد

****************************************************

کاش می رفتم از این دنیا کاش می دیدم خدایم را.کاش گریه می  کردم  اندازه یک دریا.

*******************************************************

 

/ 17 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرچم سبز

سلام، متنت را خواندم، زیبا نوشتی، موفق باشی

مینو

درود با دست نوشته های جدید به روز شدم خرسندم با امدنت شادم کنی با نظرت شادم کنی

مرضیه

سلام، خیلی خوشحل می شم شما هم سری به وبلاگ انجمن ما بزنید. و ما رو از نظر ارزشمندتون بی بهره نذارین. دوست خوبم آدرس وبلاگ انجمن ادبی ما www.havaye-taze-poem.blogfa.com/ است. و مکان برگزاری جلسات سه شنبه های هر هفته ساعت 5 الی 7 بعد از ظهر در فرهنگسرای سلامت. است. خوشحال می شیم اگه سری به ما بزنی.

منیره

سلام..خوبی برادر؟ بازم مثل همیشه قشنگ بود هر وقت دلم میگیره یه سر مییام اینجا از اقا خیلی خوبنوشتی...دلم تنگه باسش این روزا وقته امتحاناست خیلی سختن برامون دعا کن. یا حق

مروارید عرفان

سلام صلیب نقره ای عزیز [گل] متاسفانه عده ای آگاهانه و یا غیر عمد تیشه به ریشه اسلام می زنند . و در ظاهر دم از مسلمان بودن می زنند ، لیکن زهی خیال باطل ! اگر زندگی 100 دلیل برای گریستن بمن نشان بدهد ، من 1000 دلیل برای خندیدن به او نشان خواهم داد . برایت آرزوی بهترینها را دارم . [لبخند]

رفیق

من با مرگ یه عزیز به روزم تا بارم به یادمون بندازیم که ما یادمون میره

هرمز ممیزی

سلام [گل] زمین دلمرده سقف آسمان کوتاه زمستان است !

TeaRs Of BLood

رد میشدم گفتم بیام احوالپرسون..![شیطان][نیشخند]