چقدر تو مظلومی؛

چقدر تو مظلومی؛

کم مانده از مظلومیتت زمین و زمان متلاشی شوند!

پس پسرت کجاست؟

چرا نمی آید انتقام خون پدر گیرد؟

چرا نمی آید؟

 

حسین (ع)  هنوز مظلوم است چون وقتی خورشیدعصر عاشورا غروب کرداو هم می رودتا سال بعد !....

***************************************************************

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

سمیرا!

انتظار تاسوعا را می کشد

تا اخرین مدل مو و آرایش عزایش را در میدان امامزاده

تقدیم امام کند، همانطور که پیش از آن تقدیم پسران شمیران می کرد

و منتظر عاشوراست!

تا در زرگنده، لباسی که برادرش از آمریکا آورده است را به رخ دوستان بکشد...

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

آرش!

منتظر است تا کمربند علم به او برسد تا به پانته آ ثابت کند که می تواند

برای چند لحظه هم که شده آن را بلند کند...

همانطور که چند سال پیش

شراره را از کوچه پس کوچه های بالای میدان محسنی بلند کرد!

و این همه ی آن چیزی نبود که در این چند روز دیدم...!

********************************************************

 

محرم می آید .. و همه عزاداری می کنند

 بر سر و سینه میزنندو همه سیاه میپوشند

 و همه آهنگ موبایلهایشان را نوحه می گذارند

 و تمام وب سایتها و وبلاگها تریپ محرم میشود 

 تمهای  محرم  کلیپ محرم .. فلش از محرم

 محرم تمام میشود ...

  وبعد  همه دنبال تکنو باآخرین ورژن اش می گردند

 ویسکی می خورند بهمناسبت  آش دندانیه بچه هایشان

و همه همدیگر راسیاه میکنند

    و هیچ کس برایفرار دختران.. اعتیاد جوانان گریه نمی کند

   و هیچ کس برایاور دوز یک معتاد  ..

برای تکه پاره هاییکه گروه تفحص از شلمچه می آورد گریه نمیکند

و هیچ کس  دست پیرزنتنها را در خیابان نمی گیرد

و هیچ کس برای گریههای شبانه از فرط گشنگی دل نمی سوزاند

 و هیچ کس  ... ازاین دردها نمی میرد ..   و هیچ کس حتی چشمهایش را هم نمی گشاید

و هیچ کس حتی نمیخواهد بفهمد که حسین برای چه کشته شد

و باید باستیم دردهارا ببینیم تا محرم سال بعد ..

و هیچ کس برای این آرزو که خودش را از پل پرت کرده دلنمی سوزاند

                 

حسین (ع)  هنوز مظلوم است چون وقتی خورشیدعصر عاشورا غروب کرداو هم می رودتا سال بعد !تا یاد بعد!

عاقبت مدفن ما دشت بلا خواهد شد

قبله سوم ما کرب و بلا خواهد شد

برف سهل است،اگر سنگ ببارد هرشب

مجلس گرم عزای تو بپا خواهدشد

*********************************************************

وقتی محرم میآید فرصتی دست می دهد تا تمام گرفتاریهای معمول زندگی را کنار بگذارم و تامل کنم در اتفاقی که برای حسین ویارانش افتاد وهرزگاهی گریه بر حال خودم ودردهایی که در تمام سال در درون سینه ام انباشته شده .

آنقدر در حال تکاپو بوده ام که فرصت پرداختن به دل فراهم نشده.تا اشکی بریزم واین غبارهای مانده در درون سینه ام را از دریچه چشمهایم بیرون بریزم.زیرا که باور دارم چشم دریچه قلب است.

آرزو میکنم همه مان بعد از گریستن برای خودمانُ امام حسین را برای نذر کردن ودرخواستهایمان نخواهیم وکمی تامل کنیم به اینکه او چه کرد. . .

وقتی خدا این روزها بد جور تنهاست!

 وقتی مسلمانان فراموشکار

  شریک جرم یزید های زمانه شده اند

 وقتی طبل های تو خالی  و سنج ها ی بد صدای نفاق

  نمی گذارند صدای "هل من  ناصر ینصرنی" حسین (ع) 

 به گوش ها برسد

 وقتی قضیه پر غصه غزه

دارد به قصه ها می پیو ندد...

..................

و ابرها می بارند به وقت نینوا

خانه خراب ترین برادر مسلمانم!

از کربلا تا غزه راهی نیست...

/ 9 نظر / 13 بازدید
سارا شکری

سلام دلبرکم [گل] چه زیبا با قلم سوخته ات راجب امام حسین می نگاری عزیزکم. نوای عاشق سرمدی سرداده ام بیا وبنگر[گل] با اسیر عشق دختر عمو بروزم. باده توفیقت به جام سارا شکری[گل]

مروارید عرفان

سلام دوست گرامیم [گل] چون همیشه مطالب عالی و خواندنش لذتبخش . ایام سوگوتری سالار شهیدان تعزیت باد . متاسفانه هر روز بیشتر یادمان میرود که همه جا کربلا و هر روز عاشوراست ! هر روز عاشوراست چون شهامت راستگویی را از دست داده ایم ! ...چون به عهد و وفا و پیمان هود وفتادار نیستیم ! ...بنام خدا دروغ میگوئیم ! ...بیاری حقیقت نمی رویم و کتمانش میکنیم و همه روزه حقیقت و درستی را سر می بریم ! موفق باشی دوست خوبم . [لبخند]

رضا

السلام عليك يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائك عليك مني سلام الله ابداً ما بقيت و بقي الليل و النهار و لاجعله الله اخر العهد مني لزيارتكم... سلام بر حسین ,سرور و سالار شهیدان...فرا رسیدن ماه محرم ماه درس رشادت و شهامت از حسین ابن علی علیه السلام و یاران باوفایشان را بشما و تمامی مومنان ره رووان آن امام بزرگوار ...تسلیت عرض می نماییم ....هر چند تمامی قلمها ی دنیا هم بنگارند باز مصیبت حسین (ع) و یاران او را آن طور که باید نوشته نخواهد شد .....پیام عاشورا که با خون سید الشهدا بروی زمین گرم نی نوا نوشته شد از یاد مبرید .....اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید .......اجرتون با بانوی بزرگ دو عالم بی بی فاطمه زهرا (س) و زینب کبرا (س) ....التماس دعای خیر ...یا حق ......... [گریه]

رضا

کشتي شکست خورده ي طوفان کربلا...در خاک خون طپيده ميدان کربلا ...گرچشم روزگار به او زار مي گريست ...خون ميگذشت از سر ايوان کربلا...نگرفت دست دهر گلابي به غير از اشک ....زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا ....چون خون ز حلق تشنه ي او برزمين رسيد..جوش از زمين بذروه عرش برين رسيد ..نزديک شد که خانه ي ايمان شود خراب ....ازبس شکستها که به ارکان دين رسيد...هست از ملال گرچه بري ذات ذوالجلال ..او در دلست و هيچ دلي نيست بي ملال ...جمعي که زد بهم صفشان شور کربلا....در حشر صف زنان صف محشر بهم زنند..عرش آن زمان به لرزه در آمد که چرخ پير ..افتاده در گمان که قيامت شد آشکار ...شد وحشتي که شور قيامت بباد رفت..چون چشم اهل بيت بر آن کشتگان فتاد[گریه]

رضا

کاش بودم شعله تا شمع مزارت می شدم/ چلچراغ زائر شب زنده دارت می شدم/کاش بودم پرچم حاشیه دار ماتم ات/تا که زینت بخش بزم سوگوارت می شدم/کاش بودم حلقه حلقه همچو زنجیر عزا/بر کف دل بیقراری بی قرارت می شدم/کاش بودم خاک و می دادی بها بر من که من/خاک پای ذوالجناح راهوارت می شدم/کاش می بودم سپر تا در هجوم تیغ مست/مانع شمشیر خصم نابکارت می شدم/کاش بودم قطره آبی و از روی وفا/شبنم لبهای خشک شیر خوارت می شدم/کاش بودم در شب شام غریبان تا که من/پاسدار خیمه بی پاسدارت می شدم. دراین روزهای عزیز از محضر شما گرانقدر التماس دعای فراوان دارم. التماس دعا [گریه][گریه][گریه]

رضا

خواب دیدم خواب اینکه مرده ام .... خواب دیدم خسته و افسرده ام روی من خروارها از خاک بود ….وا ی قبر من چه وحشتناک بود ….تا میان گور رفتم دل گرفت قبر کن سنگ لحد را گل گرفت بالش زیر سرم از سنگ بود ….غرق وحشت سوت و کور وتنگ بود ناله میکردم ولیکن بی جواب تشنه بودم تشنه ی یک جرعه آب ….خسته بودم هیچکسی یارم نشد زان میان یک تن خریدارم نشد …..هر که آمد پیش حرفی راند و رفت سوره ی حمدی برایم خواند و رفت نه شفیقی نه رفیقی نه کسی ….ترس بود و وحشت و دلواپسی آمدند ….از راه نزدم دو ملک تیره شد در پیش چشمانم فلک …یک ملک گفتا بگو نام تو چیست؟ آن یکی فریاد زد رب تو کیست؟ …. در میان عمر خود کن جستجو کارهای نیک و زشتت را بگو گفت بنده عمر خود کردی تباه …نامه ی اعمال تو گشته سیاه …[گریه]

رضا

ما که ماموران حق داوریم نک تو را سوی جهنم میبریم …دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود دست و پایت بسته در زنجیر بود … ناگهان الطاف حق آغاز شد از ..…جنان درهای رحمت باز شد …مردی آمد از تبار آسمان نور پیشانیش فوق کهکشان چشمهایش زندگانی میسرود درد را از قلب آدم می زدود …. صورتش خورشید بود و غرق نور جام چشمانش پر از شرب طهور در قدوم آن نگار نازنین …از جلال حضرت عشق آفرین دو ملک سر را به زیر انداختند بال خود را فرش راهش ساختند …سوی من آمد مرا شرمنده کرد مهربانانه به سویم خنده کرد …گفت آزادش کنید این بنده را خانه آبادش کنید این بنده را ….این که اینجا اینچنین تنها شده …..کام او با تربت من وا شده ...التماس دعا[گریه]

سارا شکری

سلام و مرحبای خدای ات باد نورچشمم صلیب نقره ای[گل] قلم سوخته و نافذی داری عزیزکم دیده رنجه کنید با فیض حضورتان درکلبه ام , مرا با تحلیل واستدلاتان به سبک نوشتارم و ترسیم های کلاسیک و نوع پوسته وبلاگم یاری کنید. باشد در این ره بینوازدایی که پیش گرفته‌ام ثواب ادونای و رحمت باری تعالی شامل حالت گردد. [گل] بدرود سارا شکری