رشوه

X5.jpg

 بيا ! ديدي ...
آخر رسيديم به سکانس جدايي !
هيس ، ساکت !
صداي کارگردان مياد .
گوش کن :
1،2،3 اکشن ...

  1+1=1

*****************************************************

1794921-md.jpg

کاش می رفتم از اين دنيا کاش می ديدم خدايم را.کاش گريه می  کردم  اندازه يک دريا.

***********************************************************************

امروز یکی از روزهایی که دلم به دنبال راه فراری از این قفس پرپر میزنه .به هر طرف این قفس که دست میکشم گردی از خاطرات بلند میشه .منو با خودش به اون ورپنچره خاک آلودش مییره. همیشه اون ور خاطره هاآسمون پر ازابر میشه ودلم کوچیکم توی بارون خیس میشه وتا وقتی که دوباره آفتاب بزنه غمگین زیر یکی از برگهای پاییزش میشینه وباچشمای پر از ژاله رد پایی که بوی از وفا داشته باشه رو تعقیب میکنه.دلم گفته بود که ازخیانت متنفره .برای آروم کردنش   ساکت موندم وفقط نگاهش کردم.

*****************************************************************

همه چی یه شوخی مسخره همه چی یه بازی بی پایان کی میشه این بازی به پایان برسه خدا می دونه......ولی ایا می شه زندگی رو نگه داشت؟ایا می شه به قول من دنیا رونگه داشتو پیاده شددد؟؟؟؟؟؟ای کاش می شد وای کاش زندگی پایان می یافت ودنیا واسه همیشه نگه داشته میشد چی می شد؟؟؟؟؟؟؟؟اینم یه فکر دیگه.

**************************************************************************

image322.jpg

اخرين نامه من به تو ای  ...

جان من ! از پيكرم بدر شو ، گفتي كه ديگر طاقت اين بازي قهر و آشتي را نداري و مرا ترك مي كني
مي روي تا پيش دوستت از تئوري « سه قدم فاصله با معشوق » شكايت كني
بيهوده كوشيدم تا برايت استدلال كنم كه اينكار صلاح نيست . صلاح همانست كه دل تو گواهي دهد
من تو را به عشق آينده ات بخشيدم . براي من دفاع از آزادي تو كافيست
مي داني كه عادت ندارم قناري هاي قشنگ را در قفسي از ميخ اتاقم بياويزم كه زيبايي را به اتاقم آورده باشم
تو جان مني ، اگر خواستي ، چون نسيم كه از صبح باغچه مي گريزد ، بگريز .همين كه از عشق تو جان من بزرگ شد ، مرا كافيست
من آبستن يك آدم ديگري هستم از خودم ، دير يا زود آن صليب ديگر به دنيا مي آيد كه من از پيش تولدش را جشن گرفته ام
حتي انقلابي كه درونش هستم مرا اين اندازه متحول نكرده است كه تو كردي ...
« تو دستهايت را در باغچه دل من كاشته اي »
و دو بوته ياس آن در دلم گل داده است و همه فضاي جانم را معطر كرده ، همه در و ديوار اين خانه امن بوي ناامني عشق تو را گرفته
از اين پس هزاران نامه ديگر براي تو خواهم نوشت اما خودم آنها را خواهم خواند
صميمانه ترين نامه ها ، آنهائيست كه براي هيچ كس نوشته شوند ، راست ترين نامه ها همين هايند...

***************************************************************************

A0248901.jpg

ديروزاولين رشوه زندگی به يک ماموردولت دادم...حالم ازخودم بهم ميخورددددد.....حالم ازجامعه بهم ميخورددد...حالم ازان مسئول که ميگفت تودستگاه مااين کارصفر.....حال ازبرخوردماموربهم ميخوردددددد.....دوروزدارم ديوانه ميشوم...چقدربعضی ماادم پست...

وای اگرکارم گيرنبودبخدااااااانميدادم....کاش ميتوانستم بگم ماجراتابه پستی ان دستگاه پی

می بردی...حالم ازهرچيی.....بهم ميخورد...

***************************************************************************

همیشه حرفی بود

که نا گفته ماند4798m52.jpg

و لبخندی

که سفر کرد

آینده ها گذشت و

ندیدی

که این سطر های سیاه

به امید دیدار ماند

و فزونی این همه واژه از بی نهایت

تنها به سه نقطه قناعت کرد ...

باور کن !

تقصیر این خطوط موازی نبود

تو به انتها نرسیدی

این را همه ریل ها می دانند ...

                                      "  وقتی هر عابر یک ایستگاه باشد "  

****************************************************************************

لا لا دیگه بسه گل لاله بهار سرخ امسال مثل هرساله هنوزم تیر و ترکش قلب رو می شناسه هنوز شب زیر سرب و چکمه می ناله نخواب آروم گل بی خار وبی کینه نمی بینی نشسته گوله تو سینه آخه بارون که نیست رگبار باروته سزای عاشقای خوب ما اینه نترس از گوله دشمن گل لادن که پوست شیر پوست سرزمین من اجاق گرم سرمای شب سنگر رفیق تا سپیده رفتن ورفتننخواب آروم گل بارون ناباور   گل دل نازک خسته گل پر پرنگو باد ولایت پر پرت کرده دلاور قد کشیدن رو بگیر از سردوباره قد بکش تا اوج فواره نگو این ابر بی بارون نمی ذاره مثل کرد دلاور نشکن از دشمن ببین سر می شکنه تا وقتی سرداره نذاشتن هم صدایی رو بلد باشیم نذاشتن حتی با همدیگه بد باشیم  کتابای سپید رو دوره می کردیم که فکر شب کلاهی از نمد باشیم نگو کو تا هزار آفتاب هزار مهتاب   نگو کو تا دوباره بپریم از خواب بیا بیرون بیا بیرون از این مرداب نگو تقوای ما تسلیم و ایثاره نگو تقویم ما صد تا گره داره به پیغام کلاغای سیاه شک کن !که شب جز تیرگی چیزی نمیاره نخواب وقتی که هم بغضت به زنجیره نخواب وقتی که خون از شب سرازیره بخون وقتی که خوندن معصیت داره بمون با من بیا با من نگو دیره ...

Image hosting by TinyPic


************************************************

 2998997-lg.jpg

هی بوته لرزان راه نشین باد دارد از این سوی ناروا می وزد

آنوقت تو رفته ایی رو به این همه جنوب تشنه چه می کنی ؟کارت با من نباشدمن زیر وبم این بیابان بی پایان را در سفر های گریه آموخته ام نصیحتم نکن !از این جاده کاروان ها آمده ، کاروان ها رفته اما من زنده ام هنوزچرا درشت به دریا می گویی؟همه ما بد جوری دچار همین طبق معمول های بی تفاوتیم این چه گفتن های بی اشاره نیزروزی در یکی از همین تلخ ترین ترانه ها...تمام خواهد شدیک چیزی ، دردی ، ندانستن موضوعی یا مرگ مبهمی اصلا دارد آزارم می دهد امشب پنجره ها بسته کوچه خلوت ...راه دور بعضی خیالات بی هوده طولانی ست .خوابم نمی آید امشب گرفتی از این چه باید راه چه می گویم؟آدم ها هر کسی شبیه خودش در خواب آینه می شکندشکسته شبیه خودش به خانه بر می گرددبرگشته شبیه خودش ... گرفتی من از روی دست لرزان باد به کدام کلمه خط خورده رسیده ام؟حالا هی بگو حوصله کن همه چیز درست خواهد شداین امضای آشنای باران است پای نامه شقایق از وحشت تشنگیاینجا همه چیز خبر از بریدن خاموش ترین بلوط می دهداینجا قبلا اتفاق خاصی رخ داده است من رد رایحه رازها را می شناسمبروید بگذارید هرچه بی چراغ هست به راه منتظران یا هر چه می زنند این زخمه به شور شما به راه رباب من فقط شبیه خودم در خواب آینه می شکنم شکسته شبیه خودم به خانه بر می گردم برگشته شبیه خودم باز خواهم رفت من سال هاست که از فهم دیوار و درک خواب آلود این دقیقه ها خسته ام پس کی روزی رو به کوچه از سکوت کلمات سیر، رو به سایه سار ستاره خاموش رو به آرامش آدمی آسوده من خوابم نمی آید امشب  دارم با راز سر به مهر این همه زنگ واین همه زنجیر آشنا می شوم این تازه اول شب است...ما به عادت بلبل بی آسمان  به همین پای بسته و دل خسته بسنده کرده ایم می گویند در دور افتاده ترین خانه ها حتی همیشه کلیدی گم شده هست سر انگشت مضطربی هست امید ممکن تبسمی شاید ترانه خوابی ، طعم سرابی یکی می گوید من سردم است ویکی می گوید زمستان است هنوزو من می گویم بیرون تمام این دیوارها باید ردی از اردیبهشت و باران باشد زندگی حتما قشنگ است مثل بعضی خاطره هامثل خواب مثل انارو آواز آدمی دوست می دارم مثل رویاهای بی پایان آن سالها مثل همین پیاله آب یا چوب خط خسته ای لبریز از هزاره انتظار کاشکی یکی می آمد این در بسته را این دیوار شکسته را کاش می رفتم قدمی می زدم ، غزلی می خواندم خوابی می دیدمو بعد کلماتی ساده مثل صبح ،مثل ماه مثل اسم تودر سایه یا چیزی اصلا...یک روز دیگر گذشت دیگر یکی دو مغرب مانده به آن اتفاق بزرگ نمی خواهم شکسته از خواب خشت بگذرم بید ها هرگز اهل کناره این کوچه نبوده اند خیلی وقت است رویای ما را باد با خود برده است فقط یک چیزی ، دردی، ندانستن موضوعی....خوابم نمی آید امشب

 

تذکر:فکرنکنيدسياسی شد....ولی سرموضوع رشوه حالم از...بهم ميخورد...

/ 20 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ترنم

هوا بس نا جوانمردانه سرد است .......................................... و اين سرما بيداد رشوه ميکند کاش نبود سردی و نبود راه چنين گرم شدنی و تو مثل هميشه حرف هايت از شدت گرمای درون و بيداد سوزش برون مالامال معنای زندگی است هم گرم هم سرد و هم عطش و هم سوزش ................... اين دفعه بانوی نقره ای ما نبود منتظر چينش های گرم واژگان او نيز هستيم

بانوی نقره ای

من چی دير رسيدم !!!!!!!!!!!

×شــــــــراره ×

سلام چمطوری خوبی این رشوه خیلی ها رو خونه خراب کرده و چه حق هایی که ناحق شده که منم یکی از اونام که حقم نا حق شد مثله همیشه عالی بود یه تولد کومچولو گرفتم تو وبم خوشحال میشم تو جشن شادیم شرکت کنی پس منتظر حضوره سبز و قشنگت هستم عزیزم

marfam

با نامه ای به يک فاحشه به روزم

رفيق

نه جار نزنید درها را باز کنید پنجه ها را فراختر بگشایید کوچه بدهید کوچه بدهید اوست که می اید من با هزار نشان می شناسمش مادربزرگ گفت خروسخوان می اید می دانم هم اوست که می اید نه پری بر کلاه نه پیرایه ای بر تن این یل پهلوان ماست نامش !؟ هرچه بنامیدش چیزی با صفت کار مداوم از دستانش می شناسمش هزاردستان است ببینید چه خوب راهش را می گشاید چه استوار گام برمیدارد بله خیلی ها می شناسندش بوسه ها گل و گلاب و چراغانی برای اوست دور بوده اما دیر نکرده خشن است اما روراست نه نترسید نه هیچکس را یارای گستاخی با او نیست پیغامش را می آورد جواب همه را می دهد و کارش را تمام و کمال می کند پس راه را باز کنید کوچه بدهید و آماده باشید این اوست که می رسد ////سلام رفیق حالت چطوره؟خوبی؟تسلیم عشق اپ شد منتظر شما هستم

فاطمه

به باور تو ميشود رشوه داد به اين زندگی لعنتی که بايستد برای لحظه ای به خاطر من و نرود اينهمه تند تند و با عجله بگذارد من هم برسم به گرد پايش و اينهمه تنها توی ايستگاه نمانم منتظر؟

يوسف LiTtLe StAr

اين قالب مشهد قشنگ شد! می گم لينکارو اصلاح کردی؟جنيفرلوپزو برداشتیاما اين آغاسی و راديو فردا در کنار نقاره خانه بارگاه نورانی و عشاق اهل بيت چه هماهنگی داره!!!!بابا وردار اونارو

مريم

سلام دوست من آمدم ، نیامدی خواندمت ، نخواندی در سکوت وصل پاییزم قدمی بزن اين شب و روز بدجوری به من چسب شده اند منتظرم که ببينمت و بخوانمت تمام.