یه یه یه یه یار مو کوتاه ....یه یه یه یه یار مو کوتاه ...یار مو کوتاه ، لب یاقوتا ...با حرف بچه ها ، نری تو کوچها ...خودتو بپا ، می بیننتا ، می گیرنتا ، می برنتا ...آخه تن تو بهار بهار ، پیرهن تو نگار نگارعاشقای تو هزار هزار ، چه کنم به کار کردگار ...خدا خودش می دونه ، اون یار عاشقونه ...دست به دعا می گیرم ، میارتت به خونه ...السون و بلسون ، ما رو به هم برسون ..السون و بلسون ، ما رو به هم برسون...تو مثل چشمه صافی ، من مثل برگ بیدم ،..تو آینه های قلبت ، عکس خودم رو دیدمیار مو کوتاه ، لب یاقوتا ...با حرف بچه ها ، نری تو کوچها ...خودتو بپا ، می بیننتا ، می گیرنتا ، می برنتا آخه تن تو بهار بهار ، پیرهن تو نگار نگار...عاشقای تو هزار هزار ، چه کنم به کار کردگار ..خدا خودش می دونه ، اون یار عاشقونه دست به دعا می گیرم ، میارتت به خونه ..السون و بلسون ، ما رو به هم برسون ...السون و بلسون ، ما رو به هم برسون..تو مثل شاخه ی گل ، من مثل اشک بارون وقتی برات می گریم ، تازه میشی تو خندون ..یار مو کوتاه ، لب یاقوتا ...با حرف بچه ها ، نری تو کوچها<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 *******************************************************************

 

یه لقمه نون ، یه کاسه ماست
یه روی خوش ، یه حرف راست

من با همینا دلخوشم ،این برکت خونه ماست
هر وقت بهش رو میارم ، محرم راز ِ مادرم
پناهگاه منمیشه ، چادر نماز مادرم
غیر از تو مادر کسی رو صدا نمی کنم دیگه
گوشه چادرتو رو رها نمی کنم دیگه
مادر من کجاست تا ، پشت و پناه من بشه
چشم همیشهخیس اون ، چراغ راه من بشه

این شعرم تقدیم به مامی جونم ، مامی های مهربونمون هم که زحمتهایی که واسمون کشیدن بی نهایته و ما خیلی دوسشون داریم ، فقط گاهی ، گهگاهی ، یکمی با هم اخم وتخم می کنیم که اونم عیبی نداره دیگه ؟ ها ؟؟؟؟

 

 nx1c02.jpg

<?xml:namespace prefix = v ns = "urn:schemas-microsoft-com:vml" />

آخ !!بچگــــــــــــــــي ...يادش بخير.مخصوصا کارتوناش !!يادتــــــــــــــــــــونه ؟!نيک و نيکو و چهاردست !بلفي و لی لیبيت ؛گربه خپل و چي ؟! يادتون مياد ...واي !!حنا دختری در مزرعه که آخرش بود .يا اون کارتون راکون و استنلي ...هي ... هييادش بخير .يادمه باربا پاپاها ميخکوبم ميکردن !!بل و سباستينم همينطور .اوخ !اون مرده يادم رفت که هي دير از خواب بيدار ميشدواز خستگي کراباتش تو ظرفسوپش بود !!آخرشم کراباتشو ميمکيد !!پرفسور بالتازار که ديگه جای خود داشت .يا اون ملودرام قشنگ مهاجران ...همه اينا بچگيمونو شيرين کرده بود .افسانه سه برادر رو بخاطر ميارين؟اون برادر مهربونه ؛ يا اون برادر خشنه ؟!واقعا که چه دوراني بـــــــــــــود ؟نه ؟!راستي ؛قسمت بچه هاي الان چيه ؟
يه سيب که تو يک پيش زمينه سياه قل ميخورهيا يه کبوتر که از دستيه پسر بچه مي پره!!
يا يه دختر که بايه لباس سفيد ميره آسمون !!ميدونين ...فقط متاسفم !اساتيد و روسا هنوز مخاطباشونو نشناختن !!بچه های عزيز !فقط ميتونم بگم :منتظر پخش تکرار اون ابر کارتونا باشيناگرم نشد ؛اشکالي نداره.ميتونين به برنامه هايي که الان واستون ساختنتوجه کنين !!تازشم ! پره پره پيام اخلاقي و معنويه . نميدونم چرا اين متن و نوشتمولي خب،فکر کنم دلم گرفته !!)

 

 ********************************************************************

آخی طلفک ....چکارکن ؟ حیوانات دیگه گوش وچشمون بازشده...!!!تو جنگل هم آدم آرامش ندارد

nx1a0z.jpg

وبلاگ جانبی همچنان بانوشت دوستان درحال ابديت هست...خوشحال می شوم نوشت های قراردهم.....  http://silvercross.blogfa.com/

/ 33 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mehri

سلام ... مرسی که يادی از ما کردی ...

هدیه

سلام... جالب بود ولی من از همون بچگی از کارتون بدم ميومد... در ضمن همه در حال پيشرفتن حتی حیوونا ولی بعضیا(مثل ... خودت می دونی کیا رو میگم) هنوز دارن درجا می زنن و به فکر تغییر اسم شیرینین ... موفق باشی... آپم خوشحال ميشم يک سر بزنی ... بای

طیبه

ياد دوران کودکی بخير..

مهناز

سلام سلام...خوفی؟...اومدم بگم من آپديتم زودی بيا...منتظرتما...تا بعد...

دیانا

سلام خوبی؟ با آپی جديد و متفاوت اومدم بيا اونورا موفق باشی

بانوی شعر

برای کودکی هايم لحظه ای يادگار عاشقی نگذاشتم من کودکی را دوست ندارم چون عشق در وجودم معنايی نمی يافت ...

دومان

سلام من اپم ومنتظر قدمای مهربونتون

بهروز

عشق يعني هر چه داري نيم كن از برايش قلب خود تقديم كن نگاه مرا باور كن دستان مرا باور كن احساس مرا باور كن قلب مرا باور كن حرف مرا باور كن آري ..... اظطراب در نگاه من از شور عشق توست لرزش دستانم از انتظار ديدار توست احساس گرمم از حرارت نگاه توست تپش قلبم از به ياد آوردن خاطرات توست.... و حرف من اين است : " آري....هنوز هم دوستت دارم...." کاش میتوانستیم فاصله های میان وجودمان را کم کنیم و با هم یکرنگ شویم....کاش میتوانستیم این یکرنگی را حفظ کنیم و با هم یکی شویم.. وکاش میتوانستیم این یکی بودن را حفظ کنیم و هرگز جدا نشویم //// سلام///منم اپم...نمای اونورا///مرسی بای

همراز

مهرباني شما را با يك دنيا احساس ناب و شاعرانه پاسخ مي دهم و همواره لحظاتي زيبا و سرشار از موفقيت را برايت ارزومندم.با بهترين ارزوها فارغ التحصيليت رو تبريك ميگم

*به مهربانی نسیم دریا *

مهم نيست چند بهار در کنار هم زندگي کنيم باور کنيد مهم اين است که يادمان باشد عمرمان کوتاه است در پايان زندگي خيلي از ما خواهيم گفت: کاش فقط چند لحظه بيشتر فرصت داشتيم تا خوب بهم نگاه کنيم و همه ناگفته هاي مهر آميز يک عمر را در چند ثانيه بگوييم اي کاش با خاطره ها زندگي نميکرديم.سلام مهربونم اميدوارم موفق باشی