آدمهاي کمي هستند که با چشمان خود مي بينند و با قلبهاي خود احساس مي کنند!!!

 شب ... سرما ...خيابون ... ازدحام ... تکنولوژي }
من: هی آدما ! با شمام...واستين!
يکی جوابمو بده، يکی جوابمو بده ؛
آدما:سوالت؟ بپرس... ؟
من : زندگي ، زندگي !
آدما : خوب !
من: چرا زندگی اِِينهمه بی وفاست؟
آدما (در حالی که از خنده رودبرشدن):خدا شفات بده.گفتيم چي می خواد بگه...
من:گيج،سردرگم،خسته .
اما مردد...!
(در همِين حال آدما کم کم دور ميشن ...)
هی! ديوونه ( اين صدای يکی از آدما بود) تو هنوز نرفتی؟
من:با منی؟
آره ! با تو... بهتره يه سری به تيمارستان بزنی(اين همونی بود که منو صدا کرده بود)
من:ترجِيح می دم قدم بزنم،ممنون .
(و من قدم ميزنم... )
در مِان صدای زنگ موباِيل و بوق ماشينها .
اما هنوزم به يک چيز فکرمي کنم :
چرا زندگی اِِينهمه بی وفاست؟
چرا؟
 اين برای يک دليل نوشت ؟شما می دونيد چرا بعضی ادم فقط بلد نقش ادم خوب بازی کنند ووبلاگ درست کند ومطلب زيبا بگذارند ويا زيبا حرف بزند ولی خودشون......به نظرمن اين جور ادم بزرگترين جنانیت مرتکب شده اند...انقدردوست دارم يک روزاين ادم که نقاب زيبا به چهره دارند نقاب بشکند....

bl_32.jpg

******************************************************

اين به احترام دوست شهيدم وان دوست  که گفت امروز توی دانشگاه تشيع استخوان داشتيم...وبرای ياد اوری ان کسانی که کناردانشگاه من شهيدان دفن کردند ولی برای ان نه مزاری ونه هيچ کاری برای گرامی داشت ان انجام ندادند...

سلام شهدا....سلام آزادگان...سلام جانبازان..سلام کسي رفتي جبهه امروزتوي اين فکر بود که چطورشما را فراموش کرديم....

خيلي ازشما هنوز توي بيمارستان يک ور خوابيد توي اين همه سالها حتي  يک بارهم به شما سر نزده ايم...وقتي بعضي از جانبازان نشان مي دهد دربهترين حالت يک ساعت توي فکر مي رويم وبعد ازياد مي بريمتون...ويا با وقاحت تمام مي گم جنگ ديگر تمام شد چي مي خواهند ازمردم بزاريد نفس بکشند...مي خواست نره چنگ کسي که مجبور نکرده بود...نمي دونم اگرکسي  شکنجه که شما در زندان بعثي ها در اردوگاههاي بغداد وتکريت و...براي خودش يک لحظه مي توان تصور کن چه جواب برای خودش داردنمي دونم اگر شما براي آزادي وارزش ها وبراي ناموس نجنگيده بوديد الان من کجا بودم  شايد داشتم نوکري بعثي مي کردم...نمي دونم رزمندگان سخت هم رزمي خود براي حفظ ارزش ها وپاسداري ازميهن وصيانت از ازادي مردمش در يک لحظه بر اثر گلوله مستقيم تانک تکه تکه شده باش از دست داد يا هفته در محاصره بود هرلحظه جان دادن همسنگرانتان را مي ديد و ازگرسنگي وتشنگي سنگ بر شکم مي بست...حال خيلي تو وهم رزم فراموش کرده وفقط سال دو يا سه باريک مراسم مي زارند واز امثال تو تقديرمي کند   مي دونم درس خواندن ياخوش گذراندن  ویا کنج مساجد وتکايا دعا توسل خواندن به مراتب راحت ازسينه سپرکردن درمقابل گلوله هاي آتشين و روي مين رفت يا درکارون خروشان غرق شده بودند..
مي دونم بسياري ازشما که ازجنگ سالم به در برده ان بارها  گفت که پس چنگ ((اضافي زنده ايم)) زيرا شما با عشق به اين نبرد هشت سال رفت...مي دونم که شما ما را ازبزرگترين جنگهاي جهان و ازدست حيوان خونخوار نجات داد...مي دونم امثال من وقتي صداي آژير حمله هوايي درشهر پخش مي شد به زيرزمين و پناهگاهی خود کنارصندوقچه پول که انجا قرار داد بودکه اسيب نبيند پنهان مي برديم وزير لب غروغرو مي کرد اين جا چکار کرد نمي توانيد همين بزند معمول نيست چکار مي کند ان جلو.... مي دونم تا روز پيروزي تا لحظه بيرون راندن  حيوانات خونخواردرکانون توجه بوديد و ازفرداي ان به جاي ان که پاس رزمندگي شما قدر بدانيد وصدر نشيد زجرکشيد وبه گوشه تنهايي وکنج فراموش رفتيد...مي دونم امثال شما وقتي جنگ شد بدون کوجک ترين ادعاو چشمداشتي جان خود رابه کف دست گرفتيد وبراي دفاع ازميهن وناموس وايين به ميدان رزم رفتيد...و بعضي طعم تلخ اسارت رابه جان خريد وحتي از دست دادن اعضاي بدنتان نيز تحمل کرديد تا ايران همواره ايران باقي بماند..بامردمانش با ايينش وبانواميسش..

حالا پس سال که ان حيوان خونخوار درقفس هست مي دونم که تنها مرحم  هم رزم شما همين بود....نمي دونم چرابه اينجا رسيديم نمي دونم...چرا خيلي از شما حالا فراموش کرديم....چرا حاضر نيستم صحنه هاي جنگ را ببنيم نمي دونم..اين که اگر بازم همچنين شرايطي پيش بيايدمن يا کسي حاضر مي شه از کشورمان دفاع کنه يا نه.....ولي مي دونم ازخيلي چيزا فاصله گرفتيم...

ازخيلي چيزهاي که يه روز ارزش بود ولی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اينم نمي دونم

    فقط مي توانم بگم  ((بردار روسياهم وشرمگينم..))

shahid-3.gif         

/ 37 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خود گم کرده

سلام؛ اين مرتبه دوم است که مطلبت را ميخوانم و دوباره بفکر فرو رفتم. ولی خوب چاره چيه. اگه نقابها کنار زده شده .... آره ميگن خدا ستار العيوبه ولی آخه .... بگذريم. آره بگذريم. آمدم تا عيد قربانيان قربانگاه را به پيشگاه حضرت دوست و به اهل عالم تبريک بگم و از قول من به زندگی بگو عزيز ظاهری نميخواهي هنوز ازّ هرآنچه ديدی و تجربه کردی، درس بگيری و راه درستی را پيشه کنی و اينقدر خودتو ننمايانی؟ ولی اگه اينکارو انجام بده که شيطون بايد بساطشو ورچينه. يعنی ميگی شيطون و دنيا با هم شريکند و يا ما اندر خم ابروی دنيا مانده‌ایم و ايمان به گرهء ابروی دنيا داديم. تا بخود بيايم وقت تمام شده و بايد ترک دنيا کنيم برای هميشه. چه مدت ماندم؟ کی آمدم؟ چه زود بايد برم؟ يعنی وقتی ندارم تا به مسايل ديگه فکر کنم؟ نميشه وقتی ديگر بمن بديد؟ ولی نه چون فايده نداره چون بازم فيل‌ام ياد هندوستان ميکنه و ميره سراغ دنيا. بيخيال ميخواهم برم. بايستید دارم ميام. منو تنها نذارين با اين دنيا. موفق باشيد و سربلند حقيقی. راستی قبلی غلط داشت لطفا پاکش کنید. ياحق

tahoora

مثل هميشه زيبا بود ...

North Star

و ناياب هستند افرادی که بدون ديدن در قلب شان هر چه هست را احساس می کنند و آن را منتقل می کنند ................................ . عيدت مبارک !

سعید

نميدونم چی شده ولی موفق باشی

حاج حمید

با سلام و عرض تبریک و تهنیت بمناسبت عید سعید قربان ، خدمت رسيدم تا شما دوست عزيز را به جشن تولد محمد مهدی دعوت کنم ، انشالله با حضور صمیمی و مهربان خودتان ، گرمی بخش محفل ما باشید . منتظر حضور پر مهر شما هستیم . یا علی مدد . به امید دیدار

manda

سلام خوب هستين ؟ اين سوا رو من از شما میپرسم چرا آدم ها اينقدر بی وفان نه زندگی زندگی رو خودمون ميسازيم :( در مورد جانباز ها و شهدا هم چی داريم بگيم جز شرمندگی کاش به خودمون بيايم و قدرشون رو بدونيم ای لعنت به هر کسی باعث شد ارزش هامون از بين بره شادو آسمونی باشيد به روزم تا بعد يا حق

طیبه

سلام خوبی / چه خبر...از امتحانا..بعد از امتحاناتت منتظر آپديت هستم...موفق باشی.

حسن

سلام.بد بودن زندگی همه اش تقصير خودش نيست...مقصر اصلی خودمونيم...خيلی زيبا بود.يا علی