بارون

من تشنه ام ای ابر

باران میخواهم

من تشنه ی موجم

باران کفافم نیست

درمان درد من باران نم نم نیست..!

 

خدایا آسمان قهر است با ما
نه می بارد نه می خواند ترانه
خدایا روز و شب ها مان سیاه است
کجا رفت آن هوای شاعرانه
به جای آسمان، این خواهر من
...
...دلش ابری نگاهش اشکبار است
ببین قلب مریض آن یکی را
گلوی بی بی من سرفه دار است

هوا سرد است اما کو زمستان؟
زمستان برف دارد، حرف دارد
 

   ببار بارون ببار بارون دلم از زندگی خونه

 دیگه هر جایه دنیا برام مثل یه زندونه ببار بارون

که دلگیرم ببار بارون که غمگینم

 خرابه حاله من امشب دارم از غصه میمیرم

***********************************************

 

دیروز وقتی زمین از  اشک چشم آسمون خیس شده بود چشمای من تورو دیدن

دیروز وقتی سر کلاس نشسته بودم فرمولای فیزیک قشنگ تر از همیشه به نظر میومدن

دیروز  مثل همیشه به انتظار آژانس دم در دانشگاه ایستاده بودم ولی  انتظار از جنس همیشه نبود

دیروز خوب بود ولی امروز بهتره

تو هم دیدی؟

بابا می گه آسمون هنوزم دلش پره

ولی باید اعتراف کنم که اصلا از این بابت ناراحت نیستم

بذار بباره

بذار گریه کنه

چون وقتی اون گریه می کنه من سر حال می شم

بوی بارون و انار و برگ زرد

همه می گن پاییز اومده!

*******

باز هم آسمون ابریه . . . باز هم امید بارونی که هرچی انتظارش رو میکشم نمیباره
عاشق این حال و هوای آسمونم ولی چرا همیشه با یه دنیا حسرت نباریدن بارون جاش رو به هوای آفتابی میده ؟؟
چرا دیگه بارون نمیباره؟؟ نکنه دلهای آدما دیگه در اون حد نیست که بارون رو درک کنه ؟؟
مگه چه به سر آدما اومده ؟؟؟

خدایااااا . . . خسته شدم !! خسته شدم از این که تو خیابون ، ماشین ، اتوبوس ، خونه یا هرجای دیگه زل زدم به آسمون و انتظار کشیدم که خیسی بارون رو یک جای این زمین خشک ببینم. ولی دریغ از یک قطره بارون

دیگه کدوم بچه ی چهارم دبستان میتونه بفهمه شعر باز باران با ترانه یعنی چی ؟؟
میتونه بارون رو درک کنه ؟؟ اون هم وقتی مثل ما زیر بارون ندویده ، سر تا پاش خیس نشده ، سرما نخورده ، با بچه ها زیر بارون بازی نکرده ، آب بارون رو تو کاسه جمع نکرده

خدایا خسته شدم از این همه انتظار و حسرت
خسته شدم

 *******************************

 

 

ببار بارون ببار بارون دلم از زندگی خونه

دیگه هر جای این دنیا برام مث یه زندونه

ببار بارون که دلگیرم ببار بارون که غمگینم

خراب حال من امشب دارم از غصه می میرم

ببار ای نم نم بارون ببار امشب دلم خسته است

ببار امشب دلم تنگه همه درها به روم بسته است

ببار ای ابر بارونی ببار و گونمو تر کن

مث بغض دل ابرا ببار این بغضو پر پر کن

نه دستی از سر یاری پناه خستگی ها شد

نه فریاد هم آوازی غرور خلوت ما شد

نه دلگرمی به رویایی که من هم بغض بارونم

نه امیدی به فردایی که از فردا گریزونم

که از فردا گریزونم ببار ای نم نم بارون

ببار امشب دلم خسته است

 

 بزن بارون بزن خیسم کن آبم کن ترم کن

کمک کن تازه بارون من غریبم  پرپرم کن

بزن آتیش به جونم شعله کن خاکسترم کن

/ 16 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آهوی سرگردان

جناب" مولانا"می گویند‘عاشقان باران را نشانه ‘اضطراب و عطش و بی خوابیست: بانگ آبم من به گوش آسمان/همچو باران می رسم از آسمان/برجه ای عاشق برآور اضطراب/بانگ آب و تشنه و آنگاه خواب؟

minoo

هوای تهران و برخی کلان شهرهای دیگر یک ماه در شرایط اضطرار و بحران قرار گرفت، آنقدر که آمار مرگ و میر بالا رفت، نفس کشیدن سخت شد و مقررات ترافیکی سختگیرانه ای مانند زوج و فرد کردن تردد خودروها و نیز تعطیلی مدارس و ادارات به اجرا درآمد. حتی آسمان تهران را آب پاشی هم کردند تا لااقل در آن وانفسای نفس کشیدن، سوژه ای برای خنده مردم پیدا شود. با این حال، در آن شب بارانی که با وزش باد نسبتا تندی همراه بود، بخش مهمی از آلودگی هوا از فراز تهران و برخی شهرها زدوده شد. آن باد و باران، البته تنها آلودگی را از بین نبردند، بلکه آن باد و باران گویا بر حافظه جمعی ما نیز وزیدن و باریدن گرفتند تا به سرعت برق و باد، موضوع مهمی مانند آلودگی هوا را به فراموشی بسپاریم و دیگر، نه سراغی از خودروسازان بگیریم و بر آنها نهیب بزنیم که این چه وضع خودروسازی است و نه پیگیر مساله بنزین استاندارد شویم و نه حمل و نقل عمومی را به عنوان مطالبه ای ملی دنبال کنیم. مسوولان مربوط به این حوزه ها هم که از خدا چه می خواهند؟ ملتی فراموشکار و رسانه هایی خاموش!

minoo

ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه یادمان باشد و چه فراموش کنیم، این یک واقعیت تلخ و مرگبار است:‌ استمرار وضعیت کنونی در سوء مدیریت کنترل کیفی هوای تهران و کلان شهرها، دارد همه مان را آرام آرام خفه می کند. درست مانند محکوم به اعدامی که طناب دار دور گردنش هست و او را به نابودی می کشاند با این تفاوت که چوبه دار ظرف چند ثانیه و دقیقه می کشد و این یکی آرام و بی صدا در زمانی طولانی تر، زجرکش مان می کند. جالب اینجاست که در این میان، مسوولان هر کدام از بخش ها، تقصیرها را متوجه دیگری کردند و نهایتا به این جمع بندی رسیدند که منتقدان را عامل استکبار معرفی کنند و تقصیر آلودگی هوا را متوجه خدا کنند که باد و بارانش را از ما دریغ کرده است!

minoo

و کسی نیست از آقایان و خانم های مسوول که بر صندلی های ریاست و وزارت و وکالت تکیه زده اند بپرسد که مگر در کشورهای دیگر جهان هم این گونه است که اگر چند ماهی باد و باران نیاید، مردم خفه می شوند؟ پس شماها پشت آن میزها چه می کنید و به چه دردی می خورید؟ تهران و کلان شهرها، این روزها، بار دیگر در آستانه بحران جدید آلودگی هوا قرار گرفته اند. این خبر بدی است، اما خبر بدتر آنکه این وضعیت دارد برای ما عادی می شود، هم برای مردم و هم برای مسوولان! اما شما را به هر آنکه می پرستید سوگند! اگر به خودتان رحم نمی کنید لااقل دلتان به حال بچه هایمان بسوزد که به خدا هیچ تقصیری در این وضعیت اسفناکی که ما برایشان ساخته ایم ندارند؛ طفلک بچه های ما که در روزگاری به دنیا آمده اند که پدران و مادرانشان، حتی نتوانسته اند یک هوای سالم برای تنفس کشیدنشان تامین کنند.

minoo

ببار باران ببار باران خدای من دیگر باران هم از ما رو بر گرداننده

نازنین.تنها

درحسرت یه قطره بارون .... کاشکی دل خدا به رحم بیاد یه قطره آسمونش بباره[لبخند]

صبا

جتی بارون چشم ها هم خشک شده.... بارانی باشید

مروارید عرفان

سلام صلیب نقره ای عزیز [گل] خوشبختانه آسمان هم دلش بر زمینهای خشک و چشم براهی مردمان سوخت و باریدن را آغاز کرد . برفی که از نیمه شب شروع شده همه جا را سفید پوش کرده ! اما باران ............ باران که در لطافت طبعش خلاف نیست // در باغ لاله روید و در شوره زار خس .