ويژه نامه محرم

 

انسان تنها مخلوقي ست كه نمي خواهد همان باشد كه هست-بانوی نقره ای

.

.

.

.

 خدا اراده کرده بود که عشقو نقاشی کنه - می خواست به زخم عاشقا بازم نمک پاشی کنه برای بوم نقش خود کربو بلا را آفرید - با قلموی قدرتش یه نقش دلربا کشید اول نقاشی زدش نقشی به رنگ شور و شین - اول از همه کشید رو نیزه ها سر حسین برا نماد دلبری صورت اکبرو کشید - نشون و اوج بی کسی گلوی اصغرو کشید 

زد قلمو رو توی خون یه گوش پاره رو کشید - تو دست قاتل حسین یه گوشواره رو کشید نقشی زدش به بوم خود ز اوج غربت نبی - به رنگ تیره غروب رنگ کبود زینبی با چشمای ربابه گفت معنی اشک و گریه رو - صفحه آخرم کشید قد خم رقیه رو خدا تو بوم نقاشی عطر گل یاسو کشید - برای امضا زدنش صورت عباسو کشید

6xvml39.jpg 

 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند گویا عزای اشرف اولاد آدم است
خورشید آسمان و زمین نور مشرقین پروردهی کنار رسول خدا حسین
* * *
کشتی شکست خوردهی طوفان کربلا در خاک و خون طپیده میدان کربلا
گر چشم روزگار به رو زار میگریست خون میگذشت از سر ایوان کربلا
نگرفت دست دهر گلابی به غیر اشک زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا
از آب هم مضایقه کردند کوفیان خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند دیو و دد همه سیراب و میمکند خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا
زان تشنگان هنوز به عیوق میرسد فریاد العطش ز بیابان کربلا
آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم کردند رو به خیمهی سلطان کربلا
آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد کز خوف خصم در حرم افغان بلند شد
* * *
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی وین خرگه بلند ستون بیستون شدی
کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی
کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت یک شعلهی برق خرمن گردون دون شدی
کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان سیمابوار گوی زمین بیسکون شدی
کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک جان جهانیان همه از تن برون شدی
کاش آن زمان که کشتی آل نبی شکست عالم تمام غرقه دریای خون شدی
آن انتقام گر نفتادی بروز حشر با این عمل معاملهی دهر چون شد
آل نبی چو دست تظلم برآورند ارکان عرش را به تلاطم درآورند
* * *

6tddvo3.gif
برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند اول صلا به سلسلهی انبیا زد
نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند
آن در که جبرئیل امین بود خادمش اهل ستم به پهلوی خیرالنسا زدند
بس آتشی ز اخگر الماس ریزهها افروختند و در حسن مجتبی زدند
وانگه سرادقی که ملک مجرمش نبود کندند از مدینه و در کربلا زدند
وز تیشهی ستیزه در آن دشت کوفیان بس نخلها ز گلشن آل عبا زدند
پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید بر حلق تشنهی خلف مرتضی زدند
اهل حرم دریده گریبان گشوده مو فریاد بر در حرم کبریا زدند
روحالامین نهاده به زانو سر حجاب تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب
* * *
چون خون ز حلق تشنهی او بر زمین رسید جوش از زمین بذروه عرش برین رسید
نزدیک شد که خانهی ایمان شود خراب از بس شکستها که به ارکان دین رسید
نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید
باد آن غبار چون به مزار نبی رساند گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید
یکباره جامه در خم گردون به نیل زد چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید
پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش از انبیا به حضرت روحالامین رسید
کرد این خیال وهم غلط که ارکان غبار تا دامن جلال جهان آفرین رسید
هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال او در دلست و هیچ دلی نیست بیملال
* * *
ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند یک باره بر جریدهی رحمت قلم زنند
ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر دارند شرم کز گنه خلق دم زنند
دست عتاب حق به در آید ز آستین چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند
آه از دمی که با کفن خونچکان ز خاک آل علی چو شعلهی آتش علم زنند
فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت گلگون کفن به عرصهی محشر قدم زنند
جمعی که زد بهم صفشان شور کربلا در حشر صف زنان صف محشر بهم زنند
از صاحب حرم چه توقع کنند باز آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند
پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل
* * *
روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار خورشید سر برهنه برآمد ز کوهسار
موجی به جنبش آمد و برخاست کوه ابری به بارش آمد و بگریست زار زار
گفتی تمام زلزله شد خاک مطمن گفتی فتاد از حرکت چرخ بی‌قرار
عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر افتاد در گمان که قیامت شد آشکار
آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب بود شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار
جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل گشتند بی‌عماری محمل شتر سوار
با آن که سر زد آن عمل از امت نبی روح‌الامین ز روح نبی گشت شرمسار
وانگه ز کوفه خیل الم رو به شام کرد نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد
* * *
بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد شور و نشور واهمه را در گمان فتاد
هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند هم گریه بر ملایک هفت آسمان فتاد
هرجا که بود آهوئی از دشت پا کشید هرجا که بود طایری از آشیان فتاد
شد وحشتی که شور قیامت بباد رفت چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد
هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد بر زخمهای کاری تیغ و سنان فتاد
ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان بر پیکر شریف امام زمان فتاد
بیاختیار نعرهی هذا حسین زود سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد
پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول
* * *

8e0xsma.jpg
این کشتهی فتاده به هامون حسین توست وین صید دست و پا زده در خون حسین توست
این نخل تر کز آتش جان سوز تشنگی دود از زمین رسانده به گردون حسین توست
این ماهی فتاده به دریای خون که هست زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست
این غرقه محیط شهادت که روی دشت از موج خون او شده گلگون حسین توست
این خشک لب فتاده دور از لب فرات کز خون او زمین شده جیحون حسین توست
این شاه کم سپاه که با خیل اشگ و آه خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست
این قالب طپان که چنین مانده بر زمین شاه شهید ناشده مدفون حسین توست
چون روی در بقیع به زهرا خطاب کرد وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد
* * *
کای مونس شکسته دلان حال ما ببین ما را غریب و بیکس و بیآشنا ببین
اولاد خویش را که شفیعان محشرند در ورطهی عقوبت اهل جفا ببین
در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان واندر جهان مصیبت ما بر ملا ببین
نی ورا چو ابر خروشان به کربلا طغیان سیل فتنه و موج بلا ببین
تنهای کشتگان همه در خاک و خون نگر سرهای سروران همه بر نیزهها ببین
آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام یک نیزهاش ز دوش مخالف جدا ببین
آن تن که بود پرورشش در کنار تو غلطان به خاک معرکهی کربلا ببین
یا بضعةالرسول ز ابن زیاد داد کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد
* * *
خاموش محتشم که دل سنگ آب شد بنیاد صبر و خانهی طاقت خراب شد
خاموش محتشم که ازین حرف سوزناک مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد
خاموش محتشم که ازین شعر خونچکان در دیدهی اشگ مستمعان خون ناب شد
خاموش محتشم که ازین نظم گریهخیز روی زمین به اشگ جگرگون کباب شد
خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد
خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد
خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین جبریل را ز روی پیامبر حجاب شد
تا چرخ سفله بود خطائی چنین نکرد بر هیچ آفریده جفائی چنین نکرد
* * *
ای چرخ غافلی که چه بیداد کردهای وز کین چها درین ستم آباد کردهای
بر طعنت این بس است که با عترت رسول بیداد کرده خصم و تو امداد کردهای
ای زاده زیاد نکرداست هیچ گه نمرود این عمل که تو شداد کردهای
کام یزید دادهای از کشتن حسین بنگر که را به قتل که دلشاد کردهای
بهر خسی که بار درخت شقاوتست در باغ دین چه با گل و شمشاد کردهای
با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو با مصطفی و حیدر و اولاد کردهای
حلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آن آزردهاش به خنجر بیداد کردهای
ترسم تو را دمی که به محشر برآورند از آتش تو دود به محشر درآورند6l0wnzl.jpg

 ( السلام عليک يا ابا عبدالله )

اين برادر كوچك و سراپا تقصيرتان را هم فراموش نكنيد.توی اين روزها... امسال اگرخدابخواهد کنارخيابان چادربرپاخواهيم کرد..ونوکری زائرامام رضاخواهم کرد..

چه صفايی دارد..چندشب بيداری وخاک پای زائرحضرت شدند...ياحسين شهيد

72sfpue.jpg

زیباترین معشوق     الله                          زیباترین کلام         لااله الا الله

زیباترین انسان       پیامبراسلام(ص)          زیباترین سلسله        انبیاءعلیهم السلام

زیباترین دین         اسلام                         زیباترین ستون        نماز

زیباترین بانگ       الله اکبر                       زیباترین آواز         اذان

زیباترین خانه        کعبه                          زیباترین پارسا       حضرت علی(ع)

زیباترین مادر       حضرت فاطمه(س)         زیباترین شهید        امام حسین(ع)

زیباترین استاد      امام صادق(ع)               زیباترین زندانی     امام موسی بن جعفر(ع)

زیباترین منتقم      حضرت مهدی(عج)         زیباترین بنا         حضرت ابراهیم(ع)

زیباترین عمو      حضرت اباالفضل العباس(ع)  زیباترین سخنگو   حضرت زینب(ع)

زیباترین صابر     حضرت ایوب(ع)             زیباترین پرچمدار  حضرت ابااالفضل(ع)

زیباترین غنچه     حضرت علی اصغر(ع)      زیباترین قربانی     حضرت اسماعیل(ع)

زیباترین مهاجر   هاجرهمسرابراهیم(ع)      زیباترین پیرمرد    حبیب بن مظاهر

زیباترین نماز      نماز روزعاشورا            زیباترین حرکت    شهادت

زییاترین قیام      قیام حضرت مهدی(عج)    زیباترین جمعه     ظهورحضرت مهدی(عج)

زیباترین کوشش  فی سبیل الله                  زیباترین عمل      عدالت

زیباترین آواره    سلمان فارسی               زیباترین سمبل    حج

زیباترین لباس    احرام                          زیباترین سنگ    حجرالاسود

زیباترین چشمه   زمزم                          زیباترین ندا      فطرت(وجدان)

زیباترین شب    شب قدر                        زیباترین روز   روزجمعه

زیباترین نیکی  نیکی به پدرومادر            زیباترین آغوش   آغوش مادر

زیباترین دوست کتاب                            زیباترین رحمت   باران

زیباترین عهد   وفا                               زیباترین سرمایه   زمان

زیباترین حرف    حق                            زیباترین زینب    ادب

زیباترین کلمه     محبت                         زیباترین ناله      نیاش

زیباترین زمین   کربلا                           زیباترین بیابان   عرفات

زیباترین لحظه    پیروزی                      زیباترین جنگ    جنگ بانفس

زیباترین ابزار    قلم                            زیباترین میعاد    معاد

زیباترین حزب   حزب الله                     زیباترین مسجد   مسجدالنبی

زیباترین کتاب    قرآن                         زیباترین مجلس   جلسه قرآن

                             زیباترین شعار    صلوات

 

 85y0pdz.jpg

سلام ...خوبيد...خوشيد؟؟؟

خدايا صليب نقره ای گناه کار !!...امام حسين (ع)صليب نقره ای گناه کار!!...

خدايا صليب نقره اي خسته ست...خدايا صليب نقره اي خسته ست...!!!!

ساعت ۱۰حسينه کنارحرم...بالاخره طلبيد...منو طلبيده يا نه ؟...اما اين دفعه فرق ميکرد، مشخص بود؛ مشخص...خدايا چقدر خوشحالم .....ساعت ۱۰ شب+ عطر گلاب + يه گنبد زردازدور+ يک ليوان اب سردازسقاخانه+

غذانذری توی يک ظرف باچهارنفر+سينه زدن (هم لخت کردن غيرازمن)+

سه دوردورحرم زدن باماشين (زيرگذر)+{ السلام وعليک يا موسي الرضا }+يه دعا ، يه خواهش...+همه اينا واسه من خسته خيلي ارزشمند بود ، خيلي !!+...

*******************************************************

 عشق زينب بيماري نيست جز فوق جنون.........هركه گويد يا حسين بر او سرايت ميكند..........اي كه بيماري چرا نزد طبيبان ميروي.......خرده نان سفره زينب كفايت ميكند.........كربلا باشد سفارت خانه حق بر زمين......اين سفارتخانه را زينب صدارت ميكند.........بيرق خون خواه شاه كربلا اين مطلب است......اهل عالم گوش باشيد اين سپاه زينب است

*************************************************************

روزی که در جام شفق مل کرد خورشید ...بر چوب خشک نیزه ها گل کردخورشید...شید و شفق را چون صدف در آب دیدم ...خورشید را بر نیزه گویی خواب دیدم...خورشید را بر نیزه ؟ آری اینچنین است خورشید را بر نیزه دیدن سهمگین است
...
من صحبت شب تا صحوری کی توانم ؟...من زخم دارم ، من صبوری کی توانم ؟ من زخمهای کهنه دارم ، بی شکیبم...من گر چه اینجا آشیان دارم ، غریبم .....من زخم خوردم ، صبر کردم ، دیر کردم ..من با حسین از کربلا شبگیر کردم ...آن روز در جام شفق مل کرد خورشید ..بر چوب خشک نیزه ها گل کرد خورشید ..فریادهای خسته سر بر اوج میزد ..وادی به وادی ، خون پاکان موج می زد ...بیدرد مردم ، ما خدا ، بیدرد مردم نامرد مردم ، ما خدا ، نامرد مردم... از پا حسین افتاد و ما بر پای بودیم ..زینب اسیری رفت و ما بر جای بودیم ..در برگریز باغ زهرا برگ کردیم ..زنجیر خائیدیم و صبر مرگ کردیم ...چون بیوگان ننگ سلامت ماند بر ما ..تاوان این خون تا قیامت ماند بر ما ...روزی که در جام شفق مل کرد خورشید بر چوب خشک نیزه ها گل کرد خورشید

 کربلا حرم حق است و هیچ کس را جز یاران

/ 20 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرواريد عرفان

سلام بر دوست عزيز م و بانوی نقره ای عزيز آنانی که در کربلا شهيد شدند . انسانهای بر گزيده ای بودند که داوطلبانه به جلسه امتحان آمدند و از عهده آزمايشی بدان سختی بخوبی بر آمدند . نه تنها خود در امتحان سر بلند شدند بلکه تا جهان باقی است به جهانيان فهماندند که اگر پيروزی و سر بلندی ميخواهند بايد پاکباز و آزاده باشند . فدای تربت جان بخش کربلای حسين / فدای طلعت پر نور حق نمای حسين . همواره شاد و پويا باشيد . خدا نگهدارتان

طيبه

من چند وقته اينجا نيومدم. وبلاگمو بستم بعدش چون مربوط به يه سايت بود بسته شد. آدرستو نداشتم/ خوبی چه کارا می کنی ؟

ترنم

قيامت کسی بينی اندر بهشت که معنی طلب کرد و دعوی بهشت .................... ايام پر از فضيلتی همراهت باد

رفيق

قالبت قشنگ بود و متنت قشنگ تر

رفيق

ای روی آبسالی ای روشنای بیشه تارک خواب یک شب مرا صدا کن در باغ های باد یک شب مرا صدا کن از آب ره بر گریوه افتادست این کاروان بی سالار یابوی پیر دکه روغن کشی با چشم های بسته گر مدار گمشدگی می چرخد ای روح غار ای شعله تلاوت یاری کن تا قوچ تشنه را که از آبشخوار از حس کید کچه رمیده از پشته های سوخته خستگی و تشنگان قافله های کویر را به چشمه سار عافیتی راهبر شوم ای آفتاب! گفتارم را بلاغتی الهام کن و شیوه فریفتنی از سراب تا خستگان نومید را گامی دگر به پیش برانم ای خوابنک بیشه تاریک ای روح آب یک شب مرا صدا کن از بیشه های باد یک شب مرا صدا کن از قعر باغ خواب ////سلام رفیق نازم حالت چطوره؟خوب خوش و سلامت هستی؟تسلیم عشق اپ شد و منتظر حضور گرمابخش شما

محمد جواد

سلام دوست من. واقعا مطالب زيبايی بود. اين ايام رو هم تسليت می گم اميدوارم بهترين استفاده رو بکنين

رضا

السلام عليك يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائك عليك مني سلام الله ابداً ما بقيت و بقي الليل و النهار و لاجعله الله اخر العهد مني لزيارتكم..............سلام بر حسین ,سرور و سالار شهیدان...فرا رسیدن ماه محرم ماه درس رشادت و شهامت از حسین ابن علی علیه السلام و یاران باوفایشان را بشما و تمامی مومنان ره رووان آن امام بزرگوار ...تسلیت عرض می نماییم در ضمن باستحضار شما میرساند کلبه درویشی حقیر با مطلبی آموزنده با عنوان " رسالت حسین پا برجاست " بروز شده است ...خوشحال خواهم شد دیدن کنید و نظرات خود را مرقوم فرمائید ،مثل همیشه منتظر قدمهای سبز و حضور گرمتان هستم ...آرزوی تندرستی و سعادتمندی شما را در تمامی مراحل زندگی دارم..... کاش بودم شعله تا شمع مزارت می شدم/ چلچراغ زائر شب زنده دارت می شدم/کاش بودم پرچم حاشیه دار ماتم ات/تا که زینت بخش بزم سوگوارت می شدم/کاش بودم حلقه حلقه همچو زنجیر عزا/بر کف دل بیقراری بی قرارت می شدم.... التماس دعای فراوان دارم.. ...در پناه حق و خدا نگهدارتان.

هدايت

متن سر درت منو کشته عزيز