روزهای انتظار

خدایا!
به که واگذارم می‌کنی؟
به سوی که می‌فرستی‌ام؟
به سوی آشنایان و نزدیکان؟ تا از من ببرند و روی بگردانند؛
یا به سوی غریبان و غریبه‌گان تا گره در ابرو بیافکنند و مرا از خویش برانند؟
یا به سوی آنان که ضعف مرا می‌خواهند و خواری‌ام را طلب می‌کنند؟

… من به سوی دیگران دست دراز کنم؟ در حالی که خدای من تویی و تویی کارساز و زمامدار من.

…ای توشه و توان سختی‌هایم!
ای همدم تنهایی‌هایم!
ای فریادرس غم‌ها و غصه‌هایم!
ای ولی نعمت‌هایم‌!

…ای پشت و پناهم در هجوم بی‌رحم مشکلات!
ای مونس و مأمن و یاورم در کنج عزلت و تنهایی و بی‌کسی! ای تنها امید و پناهگاهم در محاصره اندوه و غربت و خستگی! ای کسی که هر چه دارم از توست و از کرامت بی‌انتهای تو!

…تو پناهگاه منی؛
تو کهف منی؛
تو مأمن منی؛
وقتی که راه‌ها و مذهب‌ها با همه فراخی‌شان مرا به عجز می‌کشانند و زمین با همه وسعتش، بر من تنگی می‌کند، و…

…اگر نبود رحمت تو، بی‌تردید من از هلاک‌شدگان بودم
و اگر نبود محبت تو، بی‌شک سقوط و نابودی تنها پیش‌روی من می‌شد.

 

**************************************

  http://vahshatestan1.persiangig.com/image/jadid/2uei8lx.jpg

چشم هایم پر از اشک است مولا

اگر کسی اینجا نبود های های گریه می کردم آقا

به پهنای صورتم اشک می ریختم

و می گفتم اقای من بیا

به خدا بی تو ذره ذره آب می شویم آقا

آقای من جمعه قبل را یادتان که هست

من شما را نمی بینم کورم ولی شما که ما را میبینید

دیدید چقدر دوستتان دارم

دیدید مولاجان

می دانم که الان هم می بینید

این اشک ها که نمی گذارند صفحه کلید را ببینم گواه بر این اند

که می بینید

***********************************

امام زمان ،دیدار ، تشرف ،طلبه ،استاد

از برگ‏های زرد شده، دل نمی‏بُرند

تقویم‏های ما به خزان وصله می‏خورند

تقویم‏ها اگر چه به فردا رسیده‏اند

دیروز را همیشه به خاطر می‏آورند

امروز در جهالت دیروز غوطه‏ور

دیروزها لبالب مکر و تظاهرند

دیروزهای دفن شده در غرور خاک!

تقویم‏های خالی، از این روزها پُرند!

دل‏ها شبیه دخترکان سیاه بخت‏

در گور سینه‏ها همگی خاک می‏خورند

در تنگنای مخمصه‏ای تلخ مانده‏اند

تقویم‏های گیج که از خویش دل خورند

در انتظار رؤیت یک منجی زلال‏

هر هفته رو به دیدن جمعه می‏آورند

تقویم‏های پر شده از جمعه،فصل فصل‏

چشم انتظار منجی فصل تبلورند

منجی پیمبری که بیاید جلا دهد

بر این همه نگاه که مسخ تنفرند

پیغمبری لباس امامت به پیکرش‏

با او تمام آینه‏ها در تکثرند

در انتظار آمدنش جمعه‏های ما

آیینه وار منتظر یک تلنگرند

موعود آب و نور که تقویم‏های ما

با او ز برگ‏های - چنین - سبزتر پُرند!

 (علی اکبر زاده)

**************************************************************

http://4.bp.blogspot.com/_caUET_NpegY/SeeK7FQ-hJI/AAAAAAAAAGE/Ez-WGwe66UM/s320/258963.jpg

ای آنکه در نگاهت حجمی ز نور داری

کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی
ای آنکه در حجابت دریای نور داری

من غرق در گناهم، کی می کنی نگاهم؟
برعکس چشمهایم چشمی صبور داری

از پرده ها برون شد، سوز نهانی ما
کوک است ساز دلها، کی میل شور داری؟

در خواب دیده بودم، یک شب فروغ رویت
کی در سرای چشمم، قصد ظهور داری؟

******************************************


یا ضامن آهو!

با تو تجدید پیمان می کنم
و در شادی همه عاشقان و منتظران ظهور فرزندت
مهدی موعود (عج) ،
به شادی خواهم نشست و همه در کنار هم دست بر دعا خواهم برداشت و تمنای ظهور فرزندت را خواهیم نمود!

خدایا ظهور حضرت حجت بن الحسن را نزدیک بگردان!

الهی آمین

کی شود در ندبه‌های جمعه پیدایت کنم

گوشه‌ای تنها نشینم تا تماشایت کنم

می‌نشینم گوشه‌ای با دیده خونبار خود

تا که از یک آشنا خواهم که دیدارت کنم

هر شب از سویی تو را با ناله‌ها می‌خوانمت

تا به کی از سوز دل ناله ز هجرانت کنم

چشم‌های خسته‌ام  بارد ز هجرانت،‌حبیب

آنقدر بارم ز دیده تا که پیدایت کنم

هر دم از دل من گشایم عقده‌های خویش را

تا به کی از پشت در آهسته نجوایت کنم

بیقرارم مهدیا از بهر دیدار رخت

تا به کی از مادرم زهرا (س) تمنایت کنم

/ 6 نظر / 12 بازدید
صبا

كی به پایان برسد درد خدا می‌داند ماه ساكن شود و سرد خدا می‌داند در سكوت شب هر كوچه این شهر خراب گم شود ناله شبگرد خدا می‌داند مردم شهر همه منتظر یك مردند چه زمانی رسد آن مرد خدا می‌داند برگها طعمه بی غیرتی پاییزند راز این مرثیه زرد خدا می‌داند خنده غنچه گلها به حقیقت زیباست شاید این است ره آورد خدا می‌داند

پویان

سلام خوبی؟ قشنگ بود و استفاده کردم مرسی با "قاضی و مرد فیلسوف و حکم اعدام!!" بروزم خوشحال میشم بیای و جواب معما رو بدی منتظر حضورت هستم موفق باشی دوست عزیز

رفیق

هی اق مسعود تو اونجایی هر وقت دلت گرفت میری کنار حرمش دردل می کنی ما تو این شهر دودگرفته جا بریم؟ انقدر هوا کثیف شده که حتی دیدن ابرها برای ما ارزو شده تو رو خدا به همون ضامن قسم ما رو یاد کن داریم میریم تو خاکی بگو دست ما رو بگیره نوکرشم

سید هاشم قدمی

سلام جناب ... ! چهره اتون رو که برای ما نمایان کردید و جشمون به جمالتون روشن شد- البته واضح تر از قبل - نمی دونم چرا احساس می کنم یه جورایی شما رو باید بشناسم خوشحال می شم بیشتر بدونم بدلیل مشغله تحصیلی خیلی نمی تونم به وبلاگم برسم! اما کم و بیش جاهای دیگه هستم! آرزوی خوشبختی و سعادت برایتان [گل][گل][گل]

عالم ملکوت

بسم الله الرحمن الرحیم قال رسول الله صلی الله علیه و اله و السلم : زمانی که فتنه های ضلالت چون شب تاریک بر شما هجوم اوردند بر شما باد که به قران پناه ببرید [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [لبخند] سلامی به وسعت اسمان بر دوست عزیزم .... مطلبی راجع به شناخت قران کریم و اینکه ما تاکنون چه قدر از کلامی الهی برای رسیدن به نور هدایت تمسک جستیم نوشته ام و از شما دوست عزیز می خواهم با ورود به عالم مقدس ملکوت به عنوان یک مسلمان نظر خویش را راجع به کتاب جاوید قران و اخرین سخن الهی با بشر بیان بفرمایید ... منتظر نظرات دوست عزیزم هستم [لبخند]