صلیب نقره ای

صلیب نقره ای

 

   آدمهاي کمي هستند که با چشمان خود مي بينند و با قلبهاي خود احساس مي کنند!!!

********************************************************

سلام...

 غريبه دلم خيلی گرفت...

 غريبه خسته ام ولی عبوس نيستم

 غريبه نگاه کن دنيا من پر از درد ورنج ودلم تنگ برای معرفت غريبه...

 غريبه تن سرد ودل اشفته نمی دانم خوشبختی کدوم...

 غريبه دلم دار اينجا می ميره..

   يک روز می يای می بينی خيلی دير..

 غريبه من تنها نيست ولی غريبه ولي زندگي اينجا رنگ ديگري است...رنگ خاکستري...!

 غريبه عاشق زمستاني هستم که شيشه شکسته گلخانه را ناديده ميگيرد ...

 غريبه  بهترين دوست اون دوستي که بتوني باهاش روي يک سکو ساکت بنشيني وچيزي 

   نگي ووقتي ازش دور ميشي ، حس کني بهترين گفتگوي عمرت رو داشتي ...!

 غريبه رفتي و نوشتي که ازدوري من،ملالي نيست ...،
   رفتي با يکي ديگه دوست شدي ،هيچ خيالي نيست... !

 غريبه اگه يه روز بغض گلوتو فشرد، بهت قول نمي دم كه...مي خندونمت،ولي ميتونم باهات 

   گريه كنم...

  غريبه اگه يه روز سراغمو گرفتي و خبري نشد ...سريع به ديدنم بيا ... احتمالا بهت احتياج  

    دارم...

  غريبه اگه يه روزنخواستي به حرفاي كسي گوش كني،خبرم كن ...قول ميدم كه خيلي ساكت 

    باشم...

  غريبه ...ای غريبه ..اگه يه روز خواستي دربري،بهم بگوقول نمي دم كه ازت بخوام وايسی

    امّا مي تونم باهات بدوم...

  غريبه تموم شده صداي من ، بيا تا من حرف بزنم...

  غريبه کاش يه راه نجات بود... کاش آخه ميدونی :خسته شدم ...

  غريبه من هنوز خواب ميبينم ، که دوره دوره وفاست...

  غريبه هنوزتوقصه هاي من ، رنگ وريا جا نداره...

  غريبه وقتي بدنيا اومدي تو تنها کسي بودي که گريه ميکردي و بقيه مي خنديدن..سعي کن يه 

   جوري زندگي کني که وقتي رفتي ، تنها تو بخندي و بقيه گريه کنن ..

  غريبه امان از اون روزي که ، خداهم به وعده هاش عمل نکنه ...!

  غريبه من علاقه ايي به شنيدن آخر قصه ندارم من فقط يه چيز و ميدونم :قصه اِين جوری

   شروع شدکه...

  

 

نویسنده : صلیب نقره ای : ۸:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱٢/۱۳
Comments پيام هاي ديگران      لینک دائم