صلیب نقره ای

صلیب نقره ای

 

بمير بمير عزيزم

بمير بمير عزيزم

حتی کلمه‌ای بر زبان نياور

بمير، بمير عزيزم

ببند دهان زيبايت را

 

دوباره تو را خواهم ديد

در جهنم تو را خواهم ديد

 

نزد من اشک نريز عزيز دلم

عاقبتت در جعبه‌ای است مستطيلی

نزد من اشک نريز عزيز دلم

بايد آنرا به هنگام آمدن می ديدی

نزد من اشک نريز عزيز دلم

نمی دانم که آيا در قدرتت بوده

نزد من اشک نريز عزيز دلم

دختری به بن‌بست رسيده برای پسری به بن‌بست رسيده 

نزد من اشک نريز عزيز دلم

 

اينک زندگيت چون آب در زمين فرو می‌رود

نزد من اشک نريز عزيز دلم

 

بمير ، بمير، بمير عزيزم

کلمه‌ای بر زبان نياور

بمير،بمير، بمير عزيزم

ببند دهان زيبايت را

 خواهم ديد دوباره من تو را

خواهم ديد من تو را در جهنم.....

*************************************************************

   بيا ! ديدي ...
آخر رسيديم به سکانس جدايي !
هيس ، ساکت !
صداي کارگردان مياد .
گوش کن :
1،2،3 اکشن ...

  1+1=1

نویسنده : صلیب نقره ای : ٦:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱٢/٩
Comments پيام هاي ديگران      لینک دائم