صلیب نقره ای

صلیب نقره ای

 

 

ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش       باید برون کشید از این شهر رخت خویش

 

سلام به همگی....

   

میدونم که می خوام یه چیزی بنویسم ، اما نمی دونم چی ؟؟؟....بازماه رمضون....ازماه رمضون پارسال تا امسال..چه سال پرهیاهویی....وای!چقدرمن متحول شدم!!چقدرتغییر کردم!!چقدر....؟راستی چقدر...؟چقدرکامل شدم...وچه نعمت ها بزرگی خدا جون بهم داد نعمت.....درس...زندگی ...عشق...دلم برای مراسم شب احیا تنگ شده...یه شب احیاء واقعی....دو بیت یاددگار از مراسم شب احیاء پارسال که مداح اونشب گفت ...آشنای علی کسی باشد...که نشانی زآشنا دارد.....آشنا علی ستمگر نیست....دلش ازنورحق جلا دار...این  جمله یادم یک مداح  گفت  برای ان که این مراسم مسخره می کند...ثروت عالم دست باش محبت ابرباب نباشد گدایه.....دیگه چند هفته از مهرگذشت...یک مهر ابری وافتابی برای من....مهرنسبتا خنک....ان جا که دهها کیلومتر از شهرتوش زندگی می کنم فاصله...عادت کردند با مردم که فرهنگ ولهجه واخلاق با ادم فرق دارد زیاد اسان نیست....زندگی توی خونه مجرد....شاید یک تجربه برای ادم باش...حالا اشکال ندار که توی اتوبوس باید هرجورهست تحمل کنی...بی خیال گاهی وقت چون می فهمند مشهدی دوبله کرایه می گیرند...اصلا مهم نیست لهجه نفمیدی...یا وقتی یک ازکنایه دارو باعث بروزمشکل برای تو شد هر روز می بینی ومجبور بهش سلام کنی...دلم تنگ شده برای ان جا...صدای جیرجیر صندلی...نور آفتاب ازبین میله ها..چشم هایی که بازشده یا نشده باید برود سرکلاس ساعت 7:30 اگر نه استادراهش نمی دهد...صدای تلویزیون توی اتاق تاریک ...صدای دراوردن غذا وسرکشی ازم...مزه پنیرخامه وچای بدون قند یاشکر صبح ها...سلامی از روی عادت یا اجباربه بعضی ازهم دانشگاهی ومسولین دانشکده...صدای خاموش شدن فن اتاق...بشین ساکت واروم بی هدف به اهنگ گوش کن....پاشو با هدف...گردش مجاری وواقعی...دنیای مجازی درکافی نت سرکوچه....خواندن اف دوستان مجازی درکافی نت سرکوچه...چرت وپرت گفتند با دوستان با استفاده تلفن...ساعت خوابیده وصبح دیر پاشند افسوس نرفت سرکلاس....راه رفتن اخر شب توی تنها خیابون راست شهر...ولی من......

 

باد را باید کشت
باد ویرانگر پاییزی را می گویم
از چه رو می شکنی ساقهء زنبق را باد
زنبق ترد بیابانی
عاقبت بر تو و بیداد تو خواهد شورید

 

  

When the daylight's gone and you're on your own
And you need a friend, just to be around
I will comfort you, I will take your hand
I will pull you through, I will understand
I'll be at your side
There's no need to worry
Together we'll survive
Through the haste and hurry
I'll be at your side, if you feel like you're alone
And you've nowhere to turn
If life's standing still, and your soul's confused
And you cannot find what road to choose
If you make mistakes you can't let me down
I will still believe, I won't turn around.

 

 

قسمت ميدم پشت سر من...من مسافر گريه نكن...بيشتر از جونم...من دوست دارم...اين دم آخر
گريه نكن...گريه نكن ...گريه نكن...مي برم با خود...من كوله بار ...خاطره ها رو ...گريه نكن
گريه نكن...گريه نكن...مي خوام ببيني...با لب خندون...صبح فردا روگريه نكن …برميگردم
با يه دنيا ...جلوه هاي عاشقانه ...گريه نكن ...برميگردم كه...بخونم در وصف تو باز ترانه
گريه نكن ...توي دنيا ...تو رو دارم...براي من ...همين بسه ...گريه نكن...خوبترينه ...بهترينه
اونكه با من...همنفسه
..گريه نكنگريه نكن...قسمت ميدم پشت سر من..من مسافر گريه نكن …از جونم من دوست دارم...اين دم آخر گريه نكن …

                                                                               صليب نقره ای

 

    

نویسنده : صلیب نقره ای : ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٧/۱٥
Comments پيام هاي ديگران      لینک دائم