صلیب نقره ای

صلیب نقره ای

جامعه امروزمن

وقتی که روبروی ویترین مغازه برای انتخاب دفتر یادداشت ایستاده بودم، کنار اجناس رنگارنگ، یک پوستر بزرگ از رستم با زره و کلاه‌خود خودنمایی می‌کرد. چندلحظه از ایستادنم نگذشته بود که پسربچه‌ای به همراه مادرش به طرف مغازه آمدند و پسر ماتِ وسایل به داخل مغازه نرفت، ماتِ عکس رستم شده بود.وقتی مادر از مغازه بیرون آمد پسر با اشتیاق عکس را به مادرش نشان داد و گفت:" مامان عکس جومونگ رو می بینی؟" پسربچه‌ی هفت ساله هنوز تفاوت رستم و جومونگ را تشخیص نمی داد! البته در نگاه اول شاید کمی مضحک به نظر رسد اما حقیقت این است که انتقال فرهنگ و اشاعه آن همواره مورد توجه جوامع مختلف بوده است مخصوصا بعد از جنگ سرد و اوج استفاده از وسایل ارتباطاتی مانند رادیو، سینما، تلویزیون و بعد از آن زمان دولت­ها بدون آن که خود را دچار زحمت و یا هزینه­‌های گزافی کنند با ساختن برنامه­‌های متنوع اعم از فیلم، سریال، برنامه­‌های تبلیغاتی، و حتی طنز به راحتی می­‌توانند نفوذ خود را در میان جوامع افزایش دهند، چراکه به این نتیجه رسیده اند که برای رسیدن به این هدف این گونه برنامه ها، راحت‌ترین، سریعترین و ارزان‌ترین راه است.

هرچند تسلط این جوامع، سیاسی نیست اما آنها آگاهانه با درست کردن برنامه­‌های مورد نظر خود و آن هم جذاب توانسته­‌اند به راحتی تسلط فرهنگی خود را که به مراتب مهمتر از تسلط سیاسی است افزایش دهند.
در سال­های اخیر میزان پخش سریال­‌ها و فیلم­‌های کره­‌ای در صدا و سیمای کشورمان افزایش یافته است. نمونه­‌هایی مانند نگینی در آشپزخانه(یانگوم)، امپراطور دریا و حال هم جومونگ!، بگذریم از سریال‌هایی که به دلایلی چندان مخاطب عام پیدا نکرد اما در هر حال پخش شد، مانند سریال ببخشید(پوم).
از حق نگذریم جذابیت بالای این گونه سریال‌ها باعث شده است که مخاطبان زیادی پیدا کنند و بسیاری از مردم، نه تنها به دیدن تکرار این سریال­‌ها اکتفا نکرده­‌اند بلکه زحمت تهیه سی دی­‌های این برنامه­‌ها را به خود داده­‌اند.
 دلایلی که از سوی کارشناسان صدا و سیما در هزینه کردن برای پخش این برنامه­‌ها ارائه شده آن است که در میان دیگر کشورها، کره از نظر فرهنگی به ما نزدیکتر است پس هزینه­‌ی بیشتری جهت تهیه برنامه­‌ها از آنها کرده و به پخش آن اقدام می‌کنیم، اما در پاسخ به این مسئله باید گفت ما هم مخالف پخش این سریال­ها جهت آگاهی از فرهنگ مردم کره نیستیم  اما  معتفدیم به جای آن که هزینه زیادی جهت تهیه این برنامه­‌ها از کشور مزبور گردد بهتر است همان را در تهیه داستان­های تاریخی کشور خود صرف کنیم.
هرچند در این سال ها، صدا و سیما به تهیه فیلم­‌های مذهبی تاریخی در کشور مبادرت نموده‌اند که بسیار جای تقدیر دارد اما نباید فراموش کرد که کشور ایران دارای فرهنگ غنی است به طوری که وقتی در کنار مفاهیم بزرگ اسلامی قرار گرفت به شدت هر دو شکوفا شدند و این نشان می­دهد چنانچه ما از مفاهیم تاریخی کشور خود غافل شویم به همان میزان متضرر خواهیم شد.
 به امید روزی که کارگردان‌های ایرانی نیز سریال‌هایی مثل جومونگ و از آن بهتر را از داستان‌های غنی و پرمحتوای شاهنامه استخراج کنند.
****************************************************************
 
 
صفحات نیازمندی روزنامه ها پر ازستون های مختلف است و هر صفحه را که باز می کنی، آگهی های جالبی دیده می شود که حتی به ذهن آدم هم نمی رسد، از آموزش و استخدام گرفته تا خرید و فروش هر چیزی که بتوان آن را خرید و فروش کرد!
این روزها هم بازنشستگان و افراد بیکار وجویای کار و اخراجی وهم صاحبان مشاغل برای استخدام نیروهای مورد نیاز خود و هم بسیاری از مردم عادی برای کارهای مختلف( مثل فروش لوازم خانه ، خرید و فروش ماشین، خرید و فروش و اجاره مسکن و هزار ویک مدل کار دیگر) از صفحات نیازمندی ها سود می برند.
اول باید شما را ببینیم!
 صفحات استخدام به علت وجود معضلی به نام بیکاری آمار بازدیدکنندگانش بسیار بالاست، درمیان مشاغل مختلفی که برای استخدام، آگهی می دهند، منشی گری به علت عمومیت و عدم نیازمندی به تخصص ویژه، زنگ خورهای بالایی دارد و تلفن هایش همیشه اشغال است...
این شغل انواع مختلفی چون منشی مطب، منشی مدیرعامل، منشی در منزل، منشی جوابگوی تلفن، آشنا به کامپیوتر، آشنا به زبان، آشنا به حسابداری، منشی حقوقی، منشی املاک و منشی گوناگون! دارد.

برای کسب اطلاعات با چند تا از آنها به عنوان نمونه تماس گرفتیم . در بیشتر موارد اطلاعاتی در خصوص ساعت کاری و نوع کار داده شد و باقی قضایا به جمله " باید حضوری تشریف بیاورید" ختم شد که احتمالا به منظور دیدن اندام و چهره و بررسی فن بیان و روابط عمومی است...

این موضوع یعنی اهمیت چهره و اندام برای خانم ها در مشاغلی که برای جذب مشتری نمی توانند کاری از پیش ببرند و باید دست به دامن صورت زیبای زنان و دختران جوان شوند، حرف اول را می زند. قد و وزن و زیبایی فاکتورهایی است که از پشت تلفن مشخص نمی شود و ملاقات حضوری می طلبد. گاهی از میان همین مشاغل، اتفاقات ناخوشایندی صورت می گیرد که تبعات سوء آن، تنها دامن مسببان آن را نمی گیرد، بلکه خانواده ها و افراد زیادی را درگیر می کند و گاهی به فجایعی ختم می شود که هم من می دانم و هم شمای خواننده!
در بسیاری از این تلفن ها، در قبال کارهای متوسط، حقوق های خیلی پایینی در نظر گرفته می شود و گاهی به دلایلی که عقل نمی پذیرد، حقوق و مزایا بی جهت بالاست! و ما نمی دانیم راز این اختلاف چیست!
حقوق = ماهی 20 هزار تومان

با یک آگهی منشی در منزل تماس گرفتم و آقایی خسته گوشی را برداشت. پیش شماره منزل ما را پرسید و گفت: شماره شما چاپ می شود و شما از منزل جوابگوی تلفن های ما می شوید. از 9 صبح تا 7 عصر ، کار هم تعمیرات لوازم خانگی است. از حقوق که پرسیدم گفت:20 هزار تومان، فکر کردم اشتباه شنیده ام، دوباره پرسیدم اما همان جواب را شنیدم .پرسیدم : به نظر شما ماهی 20هزار تومان یه کمی زیاد نیست؟ و جوابی شنیدم که ربط چندانی به سوال ما نداشت، آقا گریز زدند به فلان سازمان که آنها اگر 50 تومان می دهند، به این خاطر است که... ما که سر درنیاوردیم از توجیه این بنده خدا!
تلفن بعدی به یک دفتر تشریفاتی در شهرک غرب بود که خیلی لطف کردند و ماهی 150 تومان را برای 10 صبح تا 7 عصر درنظر گرفتند.

داشتم به این فکر می کردم که برای این همه تلفن و حرف زدن، 150 تومان می ارزد یا نه، که چشمم به آگهی دیگری در خصوص بیمه افتاد. زنگ که زدم گفت از 30/8 صبح تا 6 عصر برای بازاریابی خدمات ایمنی است و ماهی 400 تومان می دهند و بیمه هم دارد که نمی دانم حرف هایش چقدرمستند بود، این همه فاصله حقوق برای کاری یکسان شاید توجیهی داشته باشد که ما نمی دانیم!
برای یک آگهی نه تحصیلات ، نه تخصص ، نه سن، و نه حتی قیافه! ملاک نبود، فقط خانمی باشد که در مناطق 15 تا 19 شهرداری تهران ساکن باشد. پایه حقوق 300 هزار تومان و 10درصد پورسانت قرارداد و بدون بیمه.
این روزها که به مدرک لیسانس و فوق لیسانس به زور ماهی 300 تا 400 هزار تومان می دهند، برای مشاغلی که حتی مدرک دیپلم هم از جوینده کار نمی خواهند، حقوق 400 تومان منطقی به نظر نمی رسد.
***************************************************************************************************************************
وقتی درمیابم که 15میلیون گلبول قرمز در هر ثانیه درحال ایجادشدن و از بین رفتن هستند , شگفت زده میشوم . یاوقتی میفهمم که اگر رگ های بدنم را در امتداد یکدیگر بگسترانند مانند کمربندی دور کره زمین را میگیرد , درحالی که قلبم فقط به 1دقیقه وقت نیاز دارد که خون را بدرون این مسیر پرپیچ و خم رگی بفرستد
***************************************************************************************************
 
 
گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم
گفتی: فانی قریب
.:: من که نزدیکم (بقره/186) ::.


گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهت نزدیک شم
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/205) ::.


گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/22) ::.


گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/90) ::.


گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/104) ::.


گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی )خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر2-3) ::.


گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/53) ::.


گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/135) ::.


گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! ... توبه می‌کنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/222) ::.


ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفتی: الیس الله بکاف عبده
.:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/36) ::.


گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی: یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/43-41) ::.
**************************************************************************
چند روز پیش در جایی بحث از چادری شدن یا نشدن دخترها بود. دختری از جمع گفت: «مگه من کُلفتم که چادر سرم کنم؟». یکی از جمع پرسید:«مگر فقط کلفت ها چادر سر می کنند؟». گفت:«نه! ولی مگه ندیدی تو تلویزیون هر چی کلفته چادریه؟» طرف جواب داد:«ولی خب کلفت های دیگری هم هستند که...» مشخص بود طرف جواب درستی ندارد. یعنی شاید حق هم داشت. چون صدا و سیمای جمهوری اسلامی تا به حال هر چه از چادری ها نشان داده یا پیرزن های رو به موت بوده اند، یا کلفت و کارگر خانه بوده اند، یا اگر خواسته اند چهره ای متفاوت از چادری ها نشان دهند، دخترانی نشان داده اند که یک تنه همه کار می کنند. یکی اش شبیه همان سریالی که چند سال پیش یکتا ناصر در آن نقش خبرنگاری را بازی می کرد که سر آخر هم کور شد. او یک تنه می خواست تمام دنیا را اصلاح کند!یک مصلح اجتماعی کامل! آن قدر غیر قابل باور که کوچک ترین همذات پنداری ای نسبت به این شخصیت نمی کردی. یا نمونه بهترش همین خجسته سریال رستگاران که البته بهتر پرداخت شده، اما هنوز هم برای خودش یک خانم مارپل درجه یک مصلح اجتماعی است!
***
از قضا دو سه روز پیش از سر توفیق اجباری مجبور به دیدن فیلم سینمایی مارال، ساخته ی مهدی صباغزاده شدم. فیلم زنی پا به سن گذاشته بود که فکر می کرد تنها زن مومن عالم هم اوست. زن که نه! تنها مومن واقعی موجود. کسی که همه را گناه کار می دانست جز خودش. نقش های مقابلش یکی همسرش بود که یک حاجی بازاری مومن است. یک زن همسایه به نام فائقه. یک دختر بیست ساله به اسم مارال. و خواهرش که زنی است دکتر، خَیر و عقل کل! خانم مومن داستان که هنوز در یک خانه قدیمی کثیف زندگی می کند و هنوز ظرف هایش را در حوض وسط حیاط می شوید و رخت ها را با تشت می شوید و همه را غیر خودش نجس می داندو آنقدر چهره کریهی به خود گرفته است که تو را یاد مادرشوهر آن دخترک در فیلم بدون دخترم هرگز می اندازد، آخر پیری فکر کرده بود از ساره همسر ابراهیم خلیل بهتر است و رفت مارال زیبا را از شهری زلزله زده آورد تا به عقد مردش در آورد که پیرمرد با تنها یک نظر چنان دلباخته دختری می شود که سن نوه اش را دارد، که شک می کنی این همان مردیست که تا ساعتی پیش مخالف این اتفاق بوده است. مردی که تا اخر فیلم از تاسف از دست دادن دختر، غمگین و نزار است...و این زن مثلا مومن، بلاهایی سر دختر می آورد که نگو...
شخصیت ها را اگر بخواهی ورانداز کنی می شود این طور تعریف کرد که یک مامای قدیمی کولی که پیرزن می آورد تا به دخترک نسبت دروغ زنا دهد که از قضا این ماما هم چادری است! فائقه که یک زن منفعل، خانه دار و به نسبت ساده است و در یک خانه چهل متری کثیف و قدیمی زندگی می کند. زنی که روزی به مقام معنوی پیرزن حسادت می کند و روزی از او متنفر می شود! انگار نه انگار که خودش دخترک را از روستایشان آورد تا به عقد پیرمرد درآورد! مارال دختری زیبا روست و آنقدر بی عقل و منفعل که حاضر است برای زنده ماندن، برود هووی یک زن شصت ساله شود و همسر پیرمردی با همان سن که حتی یک موی سیاه هم در سرش نیست! دختری که آنقدر بدبخت است که دیگر حتی حس ترحمت را هم بر نمی انگیزد. این دختر هم از قضا چادریست! و یک خواهر دارد این پیرزن که زنی است به شدت خوش رو. با کلاس. تحصیل کرده. در یک خانه تمیز زندگی می کند و کلفتی دارد که از قضا چادریست! و البته در یک صحنه از داستان هم می بینی که خود خانم دکتر هم چادری بر سر دارند، اما در بقیه صحنه های موثر ایشان به شدت با کلاسند و مانتویی!
با خودم که فیلم را تحلیل کردم گفتم اگر این فیلم را هالیوود ساخته بود، اینجا همه یقه چاک می کردند که بدون دخترم هرگز 2 را ساخته اند! هر چه چادری و مومن در این فیلم هست، بی عقل و هوس باز است و یا رنگی از دین دارد. به خودم می گفتم آن از صدا و سیما، این هم از سینما...از هر دست بدهی از همان دست می گیری... دخترک بی راه نمی گفت از چادر بدش می آید!
***
اینکه آیا فقط چادری ها مومند یا مانتویی ها یا حتی بی حجاب ها بحثی کلیشه ایست. بحث بر سر این نیست که مانتو خوب است یا بد. بحث اصلاً این چیزها نیست.اسلام هم گفته حجاب، نه چادر. بحث ولی اینجاست که در حفظ آن شرایط موجود در قرآن مثل دیده نشدن اعضای بدن و محفوظ ماندن کامل از چشم نامحرمان، بی شک چادر حجاب برتر است. اما، واقعاً در همین جمهوری اسلامی که به شدت مثلاً مدافع حجاب برتر است، چند تا فیلم درست حسابی ساخته اند که در آن، همه ی کلفت ها چادر به کمر نباشند؟ یا همه بدبختها؟ یعنی واقعاً نمی شده طرف مثل «دینا»ی سریال صاحبدلان آنقدر خوب و منطقی نقش یک چادری را بازی کند؟ کسی که هم اشتباه می کند. هم خوب است؟! یا یکی مثل آن خانم روانشناس سریال دوران سرکشی که نقشش را لادن مستوفی بازی می کرد؟ واقعا نمی توانیم جلوی این همه فرهنگ سازی های منفی را علیه حجاب برتر بگیریم؟ یعنی واقعاً باید بعد از سی سال، دختری در همین جمهوری اسلامی با خود بگوید: مگر کلفت است که چادر بپوشد؟
********************************************************************************************************************

صبر کن … بعد برو

صبـر کن گریه زمین گیر شود بعد برو
آسمان قصه ی منـدیر شود بعد برو
دلم از ناله ی بشکسته ی تو سیر نگشت
تا دل از قامت تو سیر شود بعـد برو
سال ها ساعت عمرم به تماشای تو رفت
دست بگذار پسر   پیر شود بعـد برو
خسته ی اشکی اگرهست تو هم صبر نمای
این سفر اشک  به زنجیـر شود بعد برو
جان مرغی که پر و بال تکیده است نگر
مرغ اگرزنده به تقـدیر شود بعد برو
محنت فـاصله ها ایل دلم را بشکست
خواب چون  قابل تعبیـرشود بعد برو
هر که جـانی به در آرد  به قصاصش ببرند
غم در این محکمـه تقصیر شود بعد برو
ماه در عقرب غم داس به خرمن نبـرند
صبر کن زود چه قـدردیرشود بعد برو
باورم نیست که افتـادی و افتاده شدم
عشق اگر کشته  به شمشیر شود بعـد برو
صبر کن تا که ببینی قفـس سینه ی یار
هدف قبضه ی پنج تیـر شود بعد برو

******************************************************************************

مردم همیشه در صحنه یا صحنه همیشه از مردم؟

وقتی می گن مردم باید همیشه در صحنه باشن، این نیست که بدون فکر پاشن بیان جمع شن. آخه مگه می شه؟

وقتی جلسه ای مراسمی یا راهپیمایی ای برگزار می شه هستند آدم هایی که اصلاً نمی دونن واسه چی اینجا اومدن.

بعضی هاشون واسه خوردن اومدن
بعضی هاشون هم از ترس اینکه نکنه اگه نیام فردا برام بد بشه
بعضی ها هم تو رودروایسی
بعضی ها هم شغل شونه که حضور داشتن باشن
بعضی ها هم واسه تلف کردن وقت اومدن

حالا خودتون حساب کنید چند درصد می مونند که واقعاً اومدن تو صحنه و چند درصد سیاهی لشکرن؟

**********************************************************************************

شما آشنا هستین یا نه؟

روز گذشته به یکی از ادارات دولتی برای انجام امور رفتم. یکی از دوستام من رو به یک نفر که کارم رو راه می نداخت معرفی کرده بود. بعد از صحبت کردن با اون فرد، گفت که منتظر بمانید تا کارتان را راه بیاندازم.

همان موقع یکی از همکاران آقای کار راه نداز وارد اتاق شد و پرونده را از دستم گرفت و آنرا بررسی کرد. گفت آقا این هنوز کار داره و باید نقایصش برطرف بشه. در جوابش گفتم در این رابطه با آقای کار راه انداز صحبت کردم. بلند و بدون هیچ واهمه ای گفت که اگه آشناشون هستید مشکلی نداره کارتون راه می افته!

واقعاً برام عجیب بود. باید حتماً آشنا باشید تا شاید کارتان راه بیافته، اگه نباشید، کسی علاقه ای به راه انداختن کارتان ندارد که ندارد.

نویسنده : صلیب نقره ای : ٩:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/٢٥
Comments پيام هاي ديگران      لینک دائم

عرب سوسمار خور یا ایرانی بی شرف

 هواپیمایی جمهوری اسلامی هم مبلغ خلیج عربی شد!

 پرواز شماره ۲۳۳ در تاریخ ۲۶ می ساعت ۲۰:۳۵ دقیقه با هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران ایران ایر از تهران به شیراز اومدم. طبق معلوم بعد از یک ساعت و اندی تاخیر سوار هواپیما شدم. واقعاً هواپیماش به نسبت به بقیه هواپیماهای ایرانی خوشکل و تمیز بود. از نظر پذیرایی و رسیدن هم چیزی برامون کم نذاشتن.

وقتی هواپیما پرید، مانتیورهایی جلو مسافرین باز شد که اطلاعات پرواز رو نشون می داد. یکی از اون ها هم نقشه و مسیر حرکت بود.

انگار براداران روسی ما (من روسی بلد نیستم ولی نقشه دو زبانه بود که فکر کنم زبون دومش روسی بود) یادشون رفته بود که دارن سرویس رو به ایران می دن (نه عرب ها) و تو نقشه با خط بزرگی جای خلیج فارس از نام جعلی دریای عربی (Arabian Sea) استفاده کرده بودن.

خیلی شاکی شدم. آخه یکی نیست قبل خرید این جور چیزا رو بررسی کنه. همون موقع تو دلم بلند و بلند گفتم خدا پدر مادر هواپیمایی امارات ایرلاینز رو بیامرزه که جاش فقط نوشته بود خلیج.

پی نوشت: دریای عربی به دریای متصل به خلیج فارس گفته می شه ولی در نقشه نامی از خلیج فارس ذکر نشده بود و فقط گفته شده بود دریای عرب

*****************************************************************************

مستندات تاریخی خلیج فارس

مستندات تاریخی خلیج فارس

اتحادیه عرب به طور مداوم در حرکتی تکراری ادعاهای در مورد جزایر سه گانه ایرانی و نام خلیج فارس مطرح کرده و بعضا با صدور مصوباتی در این خصوص و حتی ارسال این مصوبات به دبیرکل سازمان ملل ، انتشار آنها را بعنوان اسناد رسمی شورای امنیت درخواست می کنند.

در تازه ترین این اقدامات بیانیه اجلاس سران اتحادیه در سوریه به این موضوع پرداخته است. به جز این مورد موتور جستجوی اینترنتی گوگل ایرث اقدام به تقسیم خلیج فارس به دو قسمت شمالی و جنوبی و با دو نام متفاوت خلیج فارس و خلیج عربی کرده بود که از استناد و استدلال تاریخی تهی بود، با این وجود ایرانیان در حرکتی اعتراض آمیز نسبت به این اقدام، دست به جمع آوری یک میلیون امضا کردند که با این کار، سایت جستجوگر گوگل مجبور به تغییر نام جعلی و بازگرداد نام خلیج فارس شد.
جمعه بیست و سوم فروردین ۱۳۸۷اکبرهاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام، با اشاره به رفتار کشورهاى “دوست و همسایه ایران” در خصوص تغییر نام خلیج فارس و ادعاهایی که در مورد جزایر سه گانه مطرح می کنند، گفت که” ایران همواره گفته‌ برای ‌ مذاکره و گفتگو آماده است، قطعاً این فتنه انگیزى کار خارجى‌ها است، در هر نشستى ، بندى را اختصاص مى‌دهند به موضوع نام خلیج فارس و یا جزایر آن. این یک اشتباه تاریخى است و راه مذاکره بهترین راه است که باید انجام شود.”
وى به تاریخچه نامگذاری خلیج فارس و تغییر این نام پرداخت و گفته ” اخیراً بنیاد ایران شناسى کتاب ارزشمندى در خصوص خلیج فارس منتشر کرده است که حاوى ۱۲۰ نقشه از اروپایى‌ها و ۴۰ نقشه از کشورهاى اسلامى است و این نقشه‌ها نشان مى‌دهد که از ۴۰۰ سال قبل از میلاد همواره نام این دریا خلیج فارس بوده است، ظاهراً از اواخر دولت عثمانى به خاطر مسائلى که در بصره داشتند نام خلیج فارس را تحریف کردند و بعداً نیز انگلیسى‌ها پس از ملى شدن صنعت نفت و شکست خود غوغا سالارى کردند. ”
آقای هاشمی رفسنجانی در ادامه به نگاهى جدید در خصوص خلیج فارس بر اساس آموزه های قرآن اشاره کرده و گفته ” در قرآن و در سوره کهف از دریایى نام برده شده است که محل دیدار حضرت موسى با حضرت خضر است و آن مجمع البحرین نام گرفته است. اما این مجمع البحرین کجاست؟ ۹۵ درصد تفسیر‌ها از قرن اول تا ۱۴ مى‌گویند که این دو دریا دریاى فارس و دریاى روم است، چگونه مى‌شود از قرن اول اسلام ابن عباس به این دریا، دریاى فارس مى‌گفته است. زیرا در آن دوران دریاى سرخ ، عمان و خلیج فارس را دریاى فارس مى‌گفتند.
اما امروز عده‌اى نام این دریا را تحریف مى‌کنند ، پیشنهاد من به برادران مسلمان و بخصوص علماى حوزه‌ها و مسلمانان این است که به این تفاسیر نگاه کنند، ما هیچ وقت مایل نیستیم که بر سر نام، جنگ و دعوا کنیم اما نمى‌خواهیم که آلت دست تفرقه دیگران باشیم. البته میدان باز است و دیگران تحقیق کنند و اگر حرف من را قبول ندارند دلیل بیاورند.”
خلیج فارس چه مستنداتی را پشت نام خود دارد؟
خلیج فارس (Persian Gulf) آبراهی است که در امتداد دریای عمان و در میان ایران و شبه جزیره‌ عربستان قرار دارد. مساحت آن ۲۳۳٬۰۰۰ کیلومتر مربع است، و پس از خلیج مکزیک و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان بشمار می‌آید. خلیج فارس از شرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب راه دارد، و از غرب به دلتای‌ رودخانه‌ اروندرود، که حاصل پیوند دو رودخانهٔ دجله و فرات و الحاق رود کارون به آن است، ختم می‌شود.
خلیج فارس نامی است به جای مانده از کهن‌ترین منابع، زیرا که از سده‌های پیش از میلاد سر بر آورده‌است، و با پارس و فارس - نام سرزمین ملت ایران - گره خورده‌است. در سالهای اخیر نام خلیج عربی نیز در برخی منابع بطور محدود بکار رفته است.که البته این نام کاملا جعلی است.
سازمان ملل متحد در چندین نوبت در بیانیه‌ها، اصلاحیه‌ها و مصوبه‌های گوناگون و با انتشار نقشه‌های رسمی، نه تنها بر رسمی بودن نام «خلیج فارس» تاکید کرده، بلکه از هیات‌های بین‌المللی خواسته که در مکاتبات رسمی به ویژه در اسناد سازمان ملل از نام کامل «خلیج فارس» استفاده نمایند.

*************************************************************************

وقتی امارات ایرلاینز هم از توبره میخوره هم از آخور!

نام جعلی خلیج عربی یه مدتی هست که دیگه داره کم کم و کم کم تو ذهن ها سپرده می شه. تو اکثر نقشه های بین المللی چاپ جدید هم از همین نام استفاده شده. اما دولت ایران می خواد جلوش رو بگیره. حالا بعضی ها مثل امارات ایرلاینز برای اینکه مشکلی با دولت ایران پیدا نکنن یه راهکاری برای این مشکل پیدا کردن.

هواپیما های امارات ایرلاینز جلوی هر مسافر یه مانیتور هست که تمامی مسیر رو تو مانیتور بهش نشون می ده. وقتی به خلیج (همیشه) فارس می رسه، به جای این اسم از نام خلیج استفاده می کنه. اینطوری می خواد هر دو طرف رو داشته باشه!

البته جدیداً دولت ایران می خواد جلوی کشتی هایی که فقط از نام خلیج استفاده می کنند رو بگیره ولی یه چیزی بگم، ما این همه آثار باستانی تو کشور داریم، این همه نشان هویت ملی داریم، باید حتماً کسی دست بذاره روش تا یادمون بیاد ازش دفاع کنیم؟ چرا قبلی که این ها بخوان این کار رو بکنن، قبلی که آثار باستانی مون توسط کشورهای دیگه به حراج گذاشته بشه، قبلی که اسم شون عوض بشه، خودمون یه کاری نکردیم که بگیم واقعاً دنیا این ما هستیم - مال ماست - و اجازه نظر داشتن بهش نمی دیم. اون موقع ببینید که آیا کسی جرئت انجام چنین کاری رو به خودش می ده؟

*************************************************************************

ایرانی؛ غیرت یا ادعا

******************************************************************************

کی گفته ایرانی ها بی جنبه اند؟

می گی چرا فلان امکانات رو نمی دین؟ می گن ایرانی ها بی جنبه اند. هر جا هم امکاناتی دادند، یا خارجی ها اونجا بودند، یا رفت و آمد می کنند.

وقتی می گیم، چرا همون امکانات رو برای خود ایرانی ها ارائه نمی دین، می گن آخه ایرانی ها بی جنبه اند و خرابکاری می کنند و خودشون رو خفه می کنند. می گن ایرانی ها یا افراطند یا تفریط!

حالا یه سوال دارم. یادتون هست گل هایی که در پارک ها و خیابان ها می کاشتند، چطور می شد؟ هی می کاشتند، هی می کندند. هی می کاشتند، هی می کندند. اینقدر کاشتند تا خسته شدند و عادی شد واسه همه. به این می گن ساختن فرهنگ. به این می گن جا انداختن یه فرهنگ.

اصلاً در این زمینه ها تلاش نمی کنیم، هی می گیم مردم اینطوریند. اونطوریند. از دادن امکانات سر باز می زنیم. ایرانی ها جنبه دارند، خیلی هم دارند، فقط یکم کار تو زمینه فرهنگ نیاز دارند که باید روش کار بشه.

**************************************************************************************

 چند وقتی است که انگشت حیرت به دندان می گزم و در عجبم از عادتی که گریبان بسیاری از ایرانی ها را گرفته . شاید یکی از دلایل در جا زدن و حتی پسرفت کردن ایرانی ها هم همین باشه. چرا بعضی از این هموطن ها فقط حرف میزنند و هیچ وقت هم نه به حرفی که زده اند عمل میکنند و نه خودشان را موظف میدانند که به حرفهایشان پایبند باشن . جالب اینجاست که حرف زدن هم بلد نیستند و فقط آسمون و ریسمون به هم می بافند.

و اما چی شده که به من زور آمده و باز حرصم گرفته که بنویسم . قضیه برمیگرده به چند روز پیش که سایت ایرانیان انگلیس چند تا عکس گذاشت از چند تا مرد عرب که رفته بودند وقتشان را در دامان بیابانهایشان بگذرونن و برای ناهار چند تا جانور ( بچه سوسمار یا یک چیزمشابه که اسمش را نمیدونم) شکار کردند و کباب کردند و با برنج خورده بودند. تا اینجای قضیه برای من فقط چندش آور بود و نه بیشتر ولی تهوع آور شد وقتی که نظرات هموطن ها ( شاید بهتر باشه بگم همزبان) را خوندم . تا دلتان بخواد فحش و ناسزا نثار اعراب و مسلمین شده بود ، که البته این هم بر میگرده به ادب و نزاکت هر کس که نظرش را چجوری بیان کنه .ولی تهوع آور میشه این قضیه وقتی بفهمی چند درصد این هموطن ها و کلا چند درصد این ایرانی ها پول و وقتشان را در کشورهای عربی مثلا همین امارات خرج میکنند. بهتر نیست ایرانی ها کمی برای خودشان عزت نفس و شرافت قائل بشن و با کلی آرزو برای یک مسافرت راهی کشورهای عربی نشن و در آنجا اجازه ندن که هر رفتاری باهاشون بشه و بعد از بازگشت پیش همه پُز ندن و از خوبی های آنجا تعریف نکنند . تا اینکه هر جا که صحبت میشه ، شروع کنند به ناسزا و فحش دادن به عرب ها .

اینجاست که اعراب پرروتر و بی پرواتر از گدشته میشن و هر روز راجع به قسمتی از ایران ادعای تصاحب میکنند. .وقتی که امارات از سهم اجناسی که از گمرکش گذشته و به ایران رسیده ، صاحب کلی عایدات در سال میشه و وقتی ایرانی ها سرمایه هاشون را در امارات میبرند تا پولدارتر بشن ( به نظر من پولی که از تن فروشی بدست میاد پاک تر و بهتر از پولی ِ که از فروش شرافت انسان بدست میاد) و وقتی که چهره های شناخته شده و محبوب ایرانی عروسک تبلیغاتی شرکتهای عربی میشن.

آخه یک خورده شرف هم خوب چیزیه . برید پولهاتون را تو ترکیه خرج کنید . لااقل اگر ترکها خودشان را تحویل بگیرند میشه گذاشت به حساب اینکه آنها هم یک زمانی تمدن و امپراطوری بزرگی بوده اند. بخدا قسم اگر رضا زاده از همان ابتدا و با اولین پیشنهاد میرفت و زیر پرچم ترکیه وزنه میزد اصلا دلخور نمیشدم و بهش حق میدادم ولی حالا بعد از اینکه خودش را جای قهرمان و پهلوان ایرانیها نشان داده ، میره و عروسک تبلیغاتی امارات میشه . آخه چند تا پهلوان ایرانی میشناسید که رفته باشه واسه دشمن ایران خدمت کرده باشه . حرف از پول هم نزنید که داش حسین رضازاده اگر میخواست راه های دیگری هم برای پولدار شدن داشت

بگذریم از دولت و حکومت ایران که سالهاست به اعراب کمک میکنه و در واقع باج به اعراب میده و اعراب هم هر روز یک ادعای جدید میکنند و ایران را هم به هیچ می شمارند

حالا دوستان عزیز برید و یک بلیط رفت و برگشت به دبی بخرید با اقامت در بهترین هتلهای دبی و وقتی که برگشتید، به ایرانی بودن خودتان افتخار کنید و عربها را سوسمار خور لقب بدید

***************************************************************************

  رانندگی در امارات و ایران!

رانندگی در امارات و ایران!

لیلی خانم که دم از رانندگی خوب اماراتی ها می زنید، هرکسی پشت بهترین ماشین بشینه و توی خیابونای خلوت رانندگی کنه عقلش کم نیست که هی بوق بزنه و ویراژ بده شما که کل دبی رو گشتید حتما یه سری به کیش خودمون هم زدید آیا اونجا از این نظر با دبی فرقی داره؟

با این خیابونای درب و داغون اکثر راننده های ما خیلی هم شاهکار می کنند اگه همون عربها یا حتی اروپایی ها رو بندازی تو یکی از خیابونای ایران دیوونه میشه! درثانی این که میگید راننده های خانم رو اذیت می کنند خیلی بی انصافیه، اگه یه نفر جلوی شما پیچیده دلیل نمیشه که به همه تعمیم بدید خیلی ها هم هستند که وقتی می بینند خانم پشت فرمونه بهش راه میدن همه جا هم چند تا آدم نخاله و ماشین ندیده پیدا میشه.

من نمی خوام بگم ما آخر فرهنگ هستیم مثلا کسی رو میشناسم که وقتی از دبی برگشته بود کلی با آب و تاب از اونجا تعریف میکرد ولی وقتی میره شمال زباله ای نیست که از ماشینش به بیرون پرتاب نکنه!

فرهنگ سازی باید توسط دولت انجام بشه اونم نه توی پیامهای بازرگانی مثل مادری که به بچش میگه این کارو بکن اون کارو نکن! معلومه که این روش تاثیر معکوس میذاره. از اونایی که ۲۰ سال پیش رفتند مکه بپرسین فرهنگ عربها اون موقع چطوری بوده. ولی اگه ما همینجوری ادامه بدیم معلوم نیست چه آینده ای در انتظارمونه.

ما بجای حسرت خوردن به حال یک مشت تازه به دوران رسیده که موقتا فرهنگشون ۱۰۰ درجه از ما بالاتر رفته!! باید به داشته های خودمون نگاه کنیم. از ناامیدی و بدگفتن از خودمون چیزی عایدمون نمیشه ضمنا الان دیگه واسه تعریف کردن از دبی یکم دیر شده چون هر سربالایی یک سرپایینی هم داره!!

جناب هموطن رنجدیده من حرف شمارو درمورد احترام نگذاشتن به مردم در ایران قبول ندارم هرکس احترام خودشو نگه داره بقیه هم احترامش رو حفظ می کنند شما که میگید هیچ کشوری رو ندیدید چطور اینقدر مطمئنید که اگه در یک کشور دیگه زندگی کنید شمارو روسرشون میذارن و حلوا حلوا می کنند؟ حتما میگید از بقیه شنیدید ولی شنیدن کی بود مانند دیدن؟! هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمیگیره!

مطمئن باشید هیچ کس در هیچ جای دنیا باندازه کشور خودش عزت و آبرو نداره بجای فرار کردن و پاک کردن مساله یا ایراد گرفتن به هم بهتر نیست از خودمون شروع کنیم؟

***************************************************************************

جان خودم کسی خانواده اش رو به دیسکو نمی بره!

جان خودم کسی خانواده اش رو به دیسکو نمی بره!

وقتی پای ما ایرانی ها به خارج از کشور می رسه، انگار می خواد با آزادی اونجا خودش رو خفه کنه. همه کم و بیش راجب به دیسکو شنیدید. به زبان ساده بگم که دیسکو محلی است که کارهای زشت رو در محل عمومی انجام می دن.

اما نکته جالب اینکه وقتی ایرانی ها پاشون به خارج می رسه، از بعضی مسائل خبر ندارن. خود ساکنین اونجا خانواده خودشون رو به دیسکو نمی برن. اما مرد ما دست زن و بچه اش رو می گیره و میره دیسکو که بقول معروف حالش رو ببره غافل از اینکه خودش داره با دست خودش زندگیش رو یه جورایی خراب می کنه. دیسکو محل مناسبی واسه خانواده نیست.

ارتباط کلوپ های شبانه دبی با شبکه های ماهواره ای

برخی شبکه های ماهواره ای که بنظر می رسد در سیاست های جذب بیننده خود موفق نبوده اند، دست به دامن کلوپ های شبانه دبی شده اند.

مانیتور کلوپ های شبانه ایرانی دبی به محلی برای تبلیغ برخی شبکه های ماهواره ای فارسی زبان تبدیل شده است. این کلوپ ها نتنها محلی است برای نوشیدن نوشیدنی های الکلی بلکه برخی ایرانی ها دخترهای ایرانی را به نمایش گذاشته و آنها را به حاضرین پیشنهاد می دهند! این حرکت خیلی خیلی زننده و توهین به هویت ملی ماست.

صد در صد بده و بستانی مابین شبکه های ماهواره ای فارسی زبان و این کلوپ های شبانه برای پخش این شبکه ها در مانیتور های تلوزیون این کلوپ ها وجود دارد که به نوعی نشان می دهد که این شبکه ها دارند از این حرکت کلوپ ها حمایت می کنند. این کار چه عمدی باشد چه سهوی، اگر غیرت ایرانی و هویت ملی در دل ایرانی ها باشد، باید سریعاً متوقف شود.

****************************************************************************

مهرگان یا مهرجان؟ خلیج فارس یا خلیج عربی؟

مهرگان یا مهرجان؟ خلیج فارس یا خلیج عربی؟

زمانی که در مدرسه بودیم به ما گفتند که زبان عربی زبان کاملی است. یکی از دلائل کامل بودن آن هم وجود همه کلمات مستقل از مابقی زبان هاست. مثل برتقال (پرتقال) موبیل (موبایل). دیگر نمی دانستم که برای کامل شدن یک زبان باید اسم خاص (مثل خلیج فارس - جشن مهرگان) را هم عوض کرد!

احتمالاً در آینده نه چندان دوری هم نام هایی زیر تغییر می کند؛
اقیانوس آرام
مثلث برمودا
کوه اورست
سازمان ملل
کشتی اقیانوس بر

یکی از دوستان قدیمی که مقیم یکی از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بود می گفت که مسئول آنجا با نام او حال نکرده بود و مجبور شد اسمش را در اقامت نامه اش تغییر دهد. یعنی نامش در شناسنامه ایران با نامش در اقامت نامه آن کشور متفاوت بود.

جدیداً هم که اعراب برای کامل تر شدن زبان شان با همکاری روزنامه محترم گاردین دارند مشاهیر و بزرگان ایرانی را تغییر شناسنامه ای می دهند یعنی می گویند فلانی عربی بود.

پس در آینده ای نه چندان دور این ها عرب می شوند؛
ادیسون
انشتین
هیتلر
جرج بوش

خدا را شکر مدعیان دفاع از ایران هم بیکار ننشسته اند و به کمک اعراب آمده اند. چندی قبل در یکی از برنامه های سیاسی ماهواره ای از نام جزایر ابوموسی به چای تنب بزرگ و کوچک استفاده شد و چنان عادی جلو می دادند که یکی فکر می کرد واقعاً این جزایز بوسیله ایران تصرف شده است.

خطاب به ایشان ما شاید گوسفند باشیم ولی الاغ نیستیم تاریخ را هم بلدیم.

بهرحال با افزایش قیمت نفت و سرمایه اعراب نفت خیز سرمایه گذاری های مختلفی در زمینه های مختلف صورت می گیرد. یکی از این سرمایه گذاری ها در زمینه تغییر شناسنامه ای افراد - مکان ها - مراسم - … می باشد.

البته از قدیم گفتند خود کرده را تدبیر نیست. تا زمانی که خودمان به میراث مان توجه ای نداشته باشیم دیگران می آیند و میراث مان را به نام خودشان ثبت می کنند.

نویسنده : صلیب نقره ای : ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/۱
Comments پيام هاي ديگران      لینک دائم